شمع‌ها را خاموش کنیم




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : فاطمه کلانتری


عنوان شعر اول : شعر اول
کشتی بخت اگر اسیر گرداب شده
دست نوح است در این شهر که نایاب شده

عاقبت رود امیدی که خروشان می رفت
انقَدَر بغض فرو خورده که مرداب شده

یاد پروانه ی شبگرد بخیر صبح خزان
که فقط مانده از او شمع دلی آب شده

برکه ی کوچک چشمان کسی طوفانی است
از همان ثانیه که خیره به مهتاب شده

تو به آن رهگذر باغ بیاموز که سرو
از غمش زرد و دل آزرده و بی تاب شده

تو بگو تا به کجا دوری و بی حوصلگی
تا به کی قسمت من دیده ی بی خواب شده.



عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل شما سرشار است از احساس و عاطفه، این یک ویژگی بسیار خوب و قابل توجه برای هر شاعری است که شعرش بتواند مخاطب را از نظر حسی و عاطفی درگیر خود کند. به شما توصیه می کنم سعی کنید همیشه در همین مسیر حرکت کنید و مخاطب را خوب بشناسید و احساسات و عواطف او را درگیر خود کنید. اما البته باید توجهتان به وزن شعر باشد چرا که در این مصرع های شعرتان کمی از این توجه کاسته شده و وزن دچار مشکلاتی شده است.
مثلاً:
کشتی بخت اگر اسیر گرداب شده
یا:
یاد پروانه‌ی شبگرد بخیر صبح خزان
سعی کنید حتماً شعرهایی را که می نویسید، تقطیع کنید تا بتوانید خودتان به ایرادات وزنی شعر آگاه شوید.
نکتۀ بعدی دربارۀ تصویرهایی است که در شعر استفاده می کنید. یکی دو بیت شعرتان را مرور کنیم:
برکه‌ی کوچک چشمان کسی طوفانی است
از همان ثانیه که خیره به مهتاب شده
یا:
یاد پروانه‌ی شبگرد بخیر صبح خزان
که فقط مانده از او شمع دلی آب شده
سعی کرده‌اید با استفاده از تناسب و مراعات النظیر میان «برکه و ماه» و «پروانه و شمع» تصویر بسازید ولی مسأله اینجاست که این نسبت ها آنقدر در شعر ما تکرار شده است که دیگر واقعاً نمی توان تصویر تازه و بدیع و جذابی از دل آنها بیرون کشید. هزاران سال است شاعران ما از پروانه و شمع شعر می گویند ولی دیگر این تصویر از زندگی و متن اتفاقات روزمرۀ زندگی مردم خارج شده است. دیگر شمع فقط در دل متون ادبی روشن است یا در گوشه ای از یک کافه برای تزئین محیط. سعی کنید از دل زندگی امروز و رویدادهایی که پیرامون خودتان می بینید، تصویرهای تازه و بدیع بیرون بکشید. رود و مرداب/ برکه و ماه/ شمع و پروانه و ... را فراموش کنید و سعی کنید خودتان نسبت های تازه میان پدیده های موجود طبیعی برقرار کنید تا مخاطب از کشف و هنرمندی و تازگی تصویرهایتان لذت ببرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.