دغدغه مند بودن را جدی بگیریم




عنوان مجموعه اشعار : غزل فخر حافظ
شاعر : کیان سامعی


عنوان شعر اول : غزل فخر حافظ
بگفتش ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به ظاهر نه که باطن خوانی هر نظمی ز مولا را

چه معنا باشد از شعر و غزل حرف و سخن نغزی
به بیتی برده کس در عالم مجنون و لیلا را

تو که ناخوانده‌ای نه* بیتی از شعری ز آن استاد
بخواندی بیتی و کردی قضاوت پیر دانا را

تو دیدی ترک شیرازی که حافظ می‌کند یادش
که شمشیرت‌ کشیدی ‌و شروعی جنگ ‌و دعوا را

خیالی بوده شاید که تصور کرده است استاد
خیالی را محالی داده جرمی گر به رویا را

اگر بودت کمی صبر و ببینی تا رسی مقطع
قلم در دستی و وان دیگری جامی ز مینا را

چو بوده مست می، خواهد ز آن ساقی می، باقی
تو که خود عاقلی حکمت ‌چرا خواهی ز شیدا را

که شعرش را به پایان برده با این آخرین مصرع
به نظم من بیفشاند فلک عقد ثریا را

چو افشاندش فلک عقد ثریا هر کسی بخشد
ز خاک زیر پا تنها سمرقند و بخارا را

چو روزی بر من افشاندش فلک عقد ثریا را
دو شهری نه ببخشم کشوری آن خال زیبا را

نداد عقد ثریا تا ببخشد آن دو شهر ترکی
برو آسوده باش دیگر نکن این داد و غوغا را

کجا رسم کیانی بوده گیرد خرده‌ای بیجا
ز حافظ ‌که بود فخرش غزل حکمش چو یکتا را


* نه – منظور عدد 9 می‌باشد.

توضیح : به گفته بعضی از بزرگان فخر استاد حافظ شیرازی به غزلش بوده و در غزل‌سرایی سرآمد می‌باشد. یکی از غزلیات استاد حافظ با این بیت شروع می شود:
" اگر آن ترک شیرازی بدست آورد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را"
صائب تبریزی، به استاد حافظ ایراد گرفته است، که سمرقند و بخارا در مالکیت شما نبوده که ببخشید و در پاسخ شعری سروده است. پس از وی شاعران بسیاری نیز همچنان بر استاد حافظ ایراد گرفته و مطلبی نوشته‌اند. این مسئله کماکان نیز با عنوان " مشاعره" ادامه دارد و همچنان مطالب بیهوده‌، ناپسند و گاه بی ادبانه‌ای نیز نوشته می‌شود. ( قابل search می‌باشد)
هدف از نوشتن شعر این بود که شاید بتواند پایانی به این به اصطلاح مشاعره باشد.





عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به اثری از جناب کیان سامعی که نزدیک سه سال سابقه شاعری دارند، من دو شعری را که ایشان بیش از این برای سایت ارسال کرده بودند را نیز مطالعه کردم، به باور من شاعر وقتی می تواند به شاعر بودن خود ایمان پیدا کند که دغدغه مند بودن را بشناسد.
این که دغدغه مند بودن چیست تعریفی بیشتر از ساحت خلق آثار ادبی دارد، به طور خلاصه باید عرض کنم در شرایطی که در یک شهر جنگ و خونریزی به پاست و آرامشی برقرار نیست فکر کردن به خشک شدن یک گلدان در ایوان خانه احساساتی بودن ما را نشان نمی دهد، بلکه بیشتر نشان بی احساس بودن ماست، یعنی پدیده های جدی تر و البته بنیادی تر کمتر عواطف ما را درگیر کرده است. تاریخ هنر نیز به روشنی نشان داده که اثری که دغدغه ندارد نه با اقبال حل فن مواجهه می شود و نه راهی به قلب مخاطب خواهد داشت.
این ها موضوع و موضع تعیین کردن برای شاعران نیست، شاعر آزاد است در هر موضوعی بنویسد اما باید اثرش در کنار احساس تفکر بر انگیز نیز باشد، پس باید موضوع ارزش تفکر داشته باشد.
غزلی که شاعر سعی کرده با زبان حافظ بنویسد بسیار از سنجیدگی و ظرافت های شعر حافظ به دور است، شاید ظاهر کلام به همان شکل باشد، اما اگر چند غزل از حافظ را درک کرده باشیم پی خواهیم برد که اتفاقا حافظ از شاعرانی ست که زبان را نه به عنوان وسیله ی برای انتقال پیام بلکه به عنوان پشتوانه تفکر در نظر می گیرد، و صد البته در اجرا نیز بسیار چیره دست است.
از این ها که بگذریم شاعر عزیز ما هدف خود را از سرودن این شعر در پایان شعر نوشته است، باید عرض کنم که من هم این داستان را شنیده ام اما به طور کلی این قبیل اتفاقات در بهترین حالت می تواند در حوزه تفنن های ادبی قرار بگیرد، و صدالبته تفنن استراحت در میان کارهای جدی ست، متاسفانه در شعر امروز هستند عزیزانی که شعر گفتن را به کل با تفنن اشتباه گرفته اند و با همین تصور ادامه می دهند.
بگفتش ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به ظاهر نه که باطن خوانی هر نظمی ز مولا را
به طور مثال در همین بیت اول شاعر ما به علم به اینکه همه آن غزل حافظ را شنیده اند کلمه اگر را از غزل حافظ نادیده گرفته است، بگفتش! این کلمه بگفتش که اتفاقا شعر هم با آن آغاز می شود کار را از همین ابتدا سخت می کند، بگفت را می پذیریم به هر حال! ولی آن ضمیر الحاقی را چه کنیم؟ حافظ بگفتش یعنی حافظ به او بگفت/ حال این (او) کیست؟ نمی دانیم.
مصراع دوم دارای ایراد وزنی ست و دو سه هجا اضافه دارد، این مصراع نشان می دهد شاعر عزیز وزن را به صورت ذهنی می شناسد و عملا تسلطی بر ارکان عروضی ندارد، شاید خیلی ها وزن را همین طوری رعایت کنند ولی خب این ایراد ها هم پیش می آید. معنای مصرع دوم هم بسیار مختل است.
در سایر ابیات این غزل نیز ایرادات زبانی بسیار به چشم می خورد، حذف های نابجا، بر هم خوردن قواعد زبانی و دستوری و ...
در مجموع باید عرض کنم این اثر نمی تواند اثری قابل قبول از شاعر عزیز به حساب بیاید حتی باید بگویم به نسبت دو اثر قبلی این اثر ایرادات بیشتری نیز دارد.
امیدوارم شاعر عزیز قدری جدی تر و دغدغه مند تر بنویسد و قطعا در آینده آثار بهتری از ایشان خواهیم خواند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.