تجربه های غنی و پربار با مطالعه




عنوان مجموعه اشعار : شما آدم تر ها
شاعر : امیررضا مشک بید حقیقی


عنوان شعر اول : شما آدم تر ها
در این کوتاهْ ایّامِ زمستانی
که ریزانْ برفِ بسْیارش
چو سدّی بود، جلودارِ عبورِ روزهای سرد و تکراری
دقیقا زیرِ این تیرِ چراغِ برقِ نوراَفروز
که روشن میکند این کوچه را پیوسته و هر روز
بدنیا آمدم اینجا.
دلم سرد است.
به ما ها یاد دادند از کهنْ سالان که این سرما
خوشایند است، برای ما
کلاهی مخملی امّا
به روی فرقِ سر دارم و - بینِ ما دوتا باشد-
بسی گرم و خوشایند است، به حالِ خشک و سردِ ما
(1)(هوا دلگیر، درها بسته) و چشمِ پنجره از چشمْ بندِ پرده نابینا
- اِهِی مردک، منم اینجام! مواظب باش! بفهم اوّل کجا باید بریزی سهمِ برفت را!
به پس خشت است و دیوار است
دو سوی دیگرم راهی است
که ناشی میشود از دست هایم که
به دنباله ی عرضِ شانه ام جاری است
(2)(به هر جایی که اینجا نیست)
زنی ساکن شده در خانه ای در رو به روی من
نه در منزل کسی دارد و نه از کس بغیر خود نشان دارد
به حالاتِ خودش مشغول و سرگرم است و -بینِ ما دوتا باشد-
از این احوال میسوزد
و چون خورشید بی رحم است.
امان از او و آن حالات روحانی!
من از اینها گریزانم.
از این آواز مغمومش، به کامِ خود دلْ آرایَش
از این اندیشه ی نارس، به نامِ خویش شیوایش
و یا حالاتِ پنهانیِ شکلِ خود هویدایش
من از اینها گریزانم و از اینهاست نشرِ پرتوهای گرمِ نورانی
من اکنون رو به تبخیرم!
بباید شاد و خندانْ لب از این اعضا
که همراه نوازش های انگشتان بنا کردند
برای من
- از این زندانِ دردْ انگیزِ پستِ تن-
رها گردم.
من اکنون خیس و در دستان تقدیرم
و من اِستاده ام اینجا، چه تنها...بی صدا و صاف و همرنگِ محیطِ سردِ اطرافم.
صدای کودکی آمد... که بود و با که؟ آیا من؟
+ ببین، مامان! ببین آن آدمِ برفی
که دیشب ساختیمش آب شد... آه! آب شد اینجا.


(1) زمستان اخوان
(2) چاووشی اخوان

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست نوجوان و خوش‌ذوق، آقای امیررضا مشک بیدحقیقی، سلام. ممنونم که یکی از شعرهایت را بعد از ویرایش و اصلاح، دوباره فرستادی. گویا قبلاً درباره اشکالات وزنی این شعر، با شما صحبت شده است. وزن طولانی و نسبتاً دشواری را انتخاب کرده‌ای و انصافا رعایت آن در یک شعر بلند، کار سختی است که تو توانسته‌ای به خوبی از عهده‌ی آن برآیی. البته هنوز اشکالاتی جزئی در وزن مشاهده می‌شود که به آن‌ها اشاره خواهم کرد.
دوست گرامی، شما قالب نیمایی را برای سرودن انتخاب کرده‌ای. در این قالب همان‌گونه که می‌دانی، وزن رعایت می‌شود اما اندازه‌ی مصراع‌ها، مساوی نیست و کوتاه و بلند می‌شوند. همان‌طور که تو هم در شعرت این اصل را رعایت کرده‌ای. اما یک نکته‌ی مهم درباره قالب شعر نیمایی، چگونگی مصراع‌بندی است. این که ابتدا و انتهای مصراع‌ها کجاست؟ البته این کار دشوار است و نیاز به تسلط و شناخت و تجربه‌ی کافی دارد و حتی برخی از شاعران مطرح نیمایی سُرا نیز گاهی آن را به درستی رعایت نکرده‌اند. در حقیقت، هرجا وزن تمام می‌شود، مصراع باید پایان یابد. در شعر شما گاهی آن‌جا که باید مصراع تمام شود و به سطر بعدی بروید، این اتفاق نیفتاده است. مثلاً:
بسی گرم و خوشایند است، به حالِ خشک و سردِ ما
که شکل صحیح آن این است:
بسی گرم و خوشایند است،
به حالِ خشک و سردِ ما
و یا:
- اِهِی مردک، منم اینجام! مواظب باش! بفهم اوّل کجا باید بریزی سهمِ برفت را!
اینجا هم شکل درست سطربندی این است:
- اِهِی مردک، منم اینجام!
مواظب باش!
بفهم اوّل کجا باید بریزی سهمِ برفت را!
و یکی دو مورد دیگر که انشالله با خوانش دوباره‌ی شعر، آن‌ها را پیدا خواهی کرد و اشکالاتش را برطرف خواهی نمود.
یکی دو جا هم وزن دچار مشکل شده از جمله سطر دوم این بخش:
که ناشی می‌شود از دست هایم که
به دنباله‌ی عرضِ شانه‌ام جاری است
نکته‌ی بعدی حضور پر رنگ ذهن و زبان شعر اخوان ثالث در سروده‌ی شماست و همان‌گونه که خود شما هم اشاره کرده‌ای، ردپا و تأثیرپذیری از این شاعر برجسته در سروده‌ات مشهود است.
از یک جنبه باید به شما تبریک گفت که در این سن و سال و با این تجربه و سابقه‌ی کوتاه شاعری، شعرهای اخوان را به خوبی خوانده‌ای به شکلی که از آن تأثیر پذیرفته‌ای؛ این تأثیرپذیری‌ها و گاه تقلیدها در ابتدای کار شاعری، کاملاً طبیعی است و ما را پخته‌تر و متبحر‌تر می‌کند اما باید در ادامه‌ی کار بکوشیم تا کم کم از این تأثیر رها شویم و به مرور، زبان و بیان و سبک شاعری خودمان را پیدا کنیم. البته که این کار بسیار دشوار است اما ناممکن نیست. برای شما که نوجوانی اهل مطالعه و با اراده و پشتکار قوی هستی، مطمئنم دست یافتنی است.
توصیه می‌کنم حتما شعر شاعران دیگر، چه شاعران کهن چه معاصران در سبک‌ها و موضوع‌ها و قالب‌های گوناگون را مطالعه کنی تا تجربه‌های شاعرانه‌ات غنی‌تر و پربار‌تر شود.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۱
امیررضا مشک بید حقیقی » 4 روز پیش
ممنون بابت نقد و وقتتون.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.