تأمل در تصویرسازی



عنوان مجموعه اشعار : دفتر تنهایی
عنوان شعر اول : شبگرد
ای چشم ترت قافیه روی سیاهم
ای آه غمت رخنه طغیان گناهم
سر می‌نهم از فکر تو بر شانه اندوه
آغوش تو ای کاش که میداد پناهم
از باده تو مست شوم هر شب و هر روز
بر باد دهم هرچه که غیر تو بخواهم
سرگشته ،ملول از همه عالم به جز ازعشق
دیوانه شدم تا نظر افتاد به ماهم
یک عمر در این کوچه گذر کردی و افسوس
با چشم دل ای دوست نخواندی تو نگاهم

عنوان شعر دوم : نذر
بیا بنشین ، غزل دم کن
به زیر سقف احساست
بنوشان از محبت های بی مرزت
من از آهنگ شعر سبز و نمناکت
به سمت حوض لبریز از اقاقی اوج می گیرم
بیا تا خنده های مهربانت شهر را درهم بریزد
و ذوق چشم هایت موج ها را
چرا باغ شرابی رنگ انگور حضورت زرد باید؟
تو در حجم تمام خوب ها یک جرم ملموسی
غزل دم کن
برای حال خوبت شعر ، نذرِ عشق خواهم کرد...

عنوان شعر سوم : صدایم کن
صدایم کن
که این بار از تمام شهر می ترسم
صدایم کن
که با نجوای تو آرام می گیرم
نگاهی ماجراجویانه
بر این اضطراب کهنه می باید
وتلفیقی میان خنده و گریه
که شاید روزهای تیره را در هم
و ابر در گلو مانده حزین دوست
مرا؛این حجم نا هضم جهان مردمان خوب را
هی پس زند هر روز
نگاهم کن
نگاهی تا بیاساید کمی این رنج نا مفهوم
زمان در قلب این آشفته ی مسموم
نگاهی...
شاید آن موسیقی باران
و شاید هم
همان رقص و...
همان آیینه ی قصر و...
همان دالان مضطر و...
ببین این خانه را
این قهقهه مستانه را
این دفتر و این شعله های سرد را
این یاس را این درد را
باغ سیاه و زرد را
آن کافه را , آن جاده را
این از نظر افتاده را
مخروبه ی تشویش اشعار مرا
بحث میان عقل و قلب و این قلم دان مرا
با نیش خندی ترک کن مسلوب در جا مانده را
مسموم جام شعر را ...
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
شعر اول:
در هر دو مصرعِ بیت اول، که به قصدِ ساختن دو تصویر گفته شده‌اند، هیچ تصویری در ذهن مخاطب ساخته نمی‌شود، و به دنبال آن می‌بینیم که مفهومِ دقیقی نیز ارائه نشده است، مخاطب فقط اجمالاً متوجه می‌شود که در این بیت از روسیاهی و گناهکاریِ عاشق در قبالِ گریه و غم معشوق صحبت شده است، در واقع این‌ها را به دلیل کلماتِ موجود در بیت، برداشت می‌کند وگرنه دستور زبان و تصویر، این مسئله را دقیق بیان نکرده است.
در بیت دوم، سرنهادن بر شانۀ اندوه و پناه خواستن از آغوش، هر دو تعبیرهایی کلیشه‌ای‌اند که برای تازه کردنِ آن‌ها باید چیزی به آن‌ها اضافه شود، تا تصویر یا مفهومی خلاقانه بسازد.
در بیت سوم، به نظر می‌رسد که شاعر، باده و باد را به خاطر داشتنِ نوعی جناس، در یک بیت آورده است، در حالی که «باده» اصلاً امروزه مفهومی ندارد و اگر هم از مستی گفته می‌شود باید ملزوماتِ امروزی‌اش در شعر بیاید، همچنین کل بیت به همین دلایلی که گفته شد، هیچ حرفی بیش از آنچه در ادبیات کلاسیک، فراوان و چه بسا دقیق‌تر از این، شنیده‌ایم ندارد. در بیت چهارم هم وضع به همین گونه است، زیرا سرگشته و ملول بودن به جز از عشق، یا ارتباط دیوانه و ماه، باز هم تعابیری کهن هستند که شاعر چیزی در جهت خلاقیت به آن‌ها اضافه نکرده است.
در بیت آخر، حرفِ اضافۀ گذر کردن، «در» گفته شده در حالی که درستش «از چیزی گذر کردن» است. همچنین مصرع دوم رای مفعول (نگاهم) حذف شده است (احتمالاً به دلیل اجبار وزن) که نباید بشود، زیرا در شعر موزون، وزن و نحو، هر دو باید درست باشند و نمی‌شود برای رعایتِ یکی، از دیگری چشم‌پوشی کرد.

شعر دوم و سوم:
این دو شعر، از نظر ظاهری شعر نیمایی محسوب می‌شوند اما توجه کنیم که صِرفِ موزون بودن و کوتاه و بلند بودنِ مصرع‌ها و استفادۀ گاه به گاه از قافیه در بعضی سطرها، شعر نیمایی نمی‌سازد، بلکه اصلِ مشخص شعر در هر شیوه‌ای، خلاقیت‌ است، شاید در این دو شعر بتوان در بعضی سطرها نشانه‌ای از خلاقیتی نسبی دید، اما در کلیتِ هر دو شعر، اکثر سطرها صرفاً از تعبیرات و ارتباط‌های معنایی تکراری استفاده شده، که در دهه‌های پیش، بسیار دقیق‌تر از این گفته شده، مثلاً «به زیر سقف احساست» دیگر حسی برنمی‌انگیزد، یا در سطرِ «بنوشان از محبت های بی مرزت» محبت‌های بی‌مرز تصویری مربوط به نوشیدن ایجاد نکرده‌اند، در واقع این سطر یک پیامِ عادی دارد که استعاره‌اش درست ساخته نشده است. همچنین در مورد وزن باید گفت که در هر یک از سه سطرِ ««و ذوق چشم هایت موج ها را»، «بیا تا خنده های مهربانت شهر را درهم بریزد» و «چرا باغ شرابی رنگ انگور حضورت زرد باید؟» گوشِ مخاطب به دلیل آشناییِ تجربی با شعر نیمایی، منتظر یک یا چند هجای دیگر است، اما گویی وزن در هر سه، از جایی بریده شده و به طور کامل آورده نشده است. در شعر سوم، شاید فرضاً اگر سطرهایی مثلِ «صدایم کن/ که این بار از تمام شهر می ترسم» که با بیانی ساده گفته شده‌اند، در کلِ شعر همین بیان ساده ادامه می‌یافت و حتی از کنایات و استعاراتی که پیش از این بسیار گفته شده استفاده نمی‌شد، همین بیان ساده می‌توانست شعری مناسب‌تر پیش چشم مخاطب بگذارد.
در سطرهای پایانیِ شعر سوم، مصلوب با سین نوشته شده که نادرست است.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.