مستقیم‌گویی را دور بزنیم!




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محمد عظیمی


عنوان شعر اول : .
بچّه اینجاست بیا کار خطرناک کنیم
صحبت از شربت شنگول کنِ تاک کنیم
مملکت غرق مواد است پسر بچّه که هیچ
می‌شود مورچه‌ را راهیِ افلاک کنیم
دائماً قصّه بخوانید بخوابد این شهر
دست‌کج‌ها! خودمان را همه چالاک کنیم
می‌شود مدّعی دین خدا بود و سه سوت
دهن عدلِ پدرسوخته را چاک کنیم
بادی از غبغب ما خاک به پا کرد چه جور!
عرش را می‌شود البته که در خاک کنیم
باز مسئول به هر مخزن ما سر را برد
گفت باید سرمان را همه در لاک کنیم
صاحب کل وطن شد به زنش گفت ای کاش
مملکت را بشود دکّۀ املاک کنیم
آخرت ای پسران غیرِ هواپیما نیست
توشه‌دان را همه باید که پر از ساک کنیم
می‌رود راه بهشت از دل هر بانک وطن
باز باید به وطن آمده کولاک کنیم
جای استغفرالله سه تا سین کافیست
تا که هر سوتی خود را به سه سین پاک کنیم


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : روح‌الله احمدی
درود خدمت آقای عظیمی. با توجه به اینکه تسلط نسبی شما در قسمت‌های پایه‌ای موزون‌نویسی (وزن، قافیه و...) مشخص است، مناسب دیدم که به پرداخت مضمون در آثار طنز بپردازیم.
یکی از جذابیت‌های طنز، غیرمستقیم‌گویی است. با توجه به اینکه هدف اصلی طنز، نقد و اصلاح است، غیرمستقیم‌گویی هم باعث تأثیرگذاری بیشتر طنز بر سوژه می‌شود، هم لذت خوانندۀ اثر را بیشتر می‌کند. دربارۀ هر دو کمی صحبت می‌کنیم.
فرض کنیم با کسی قرار ملاقاتی داریم و طرفِ مربوطه خیلی دیر سر قرار می‌آید. می‌توانیم به او بگوییم که چرا دیر آمدی؟ مگر من بیکارم که معطل تو باشم؟ و... اما نتیجه چه می‌شود؟ احتمالاً طرف مربوطه از برخورد ما ناراحت بشود، با اینکه حق با ما بوده است. می‌توانیم راه دیگری را هم برای اعتراض انتخاب کنیم و مثلاً به او بگوییم که اینقدر زود آمدی که وقت نکردم آماده شوم! یا کاش توی راه شام هم می‌گرفتی! با انتخاب راه دوم، طرف مربوطه ناراحت که نمی‌شود هیچ، احتمالاً لبخندی هم شکل بگیرد و شاید از این به بعد بیشتر دقت کند و به‌موقع سر قرار بیاید. این از خود سوژه. حالا برویم سراغ مخاطب...
مخاطب شعر، علی‌الخصوص شعر طنز، از اینکه بتواند متوجه چیزی بشود که شاعر مستقیم آن را نگفته است، لذت می‌برد. اصطلاحاً کشف می‌کند و این کشف دلپذیر است. پس چه بهتر که شاعر مقدمات کشف کردن مخاطب را فراهم کند. با غیرمستقیم‌گویی می‌توان به این هدف رسید. هنر شاعر و طنزپرداز هم همین است وگرنه اگر فقط مستقیم‌گویی‌هایش را موزون بنویسد، کار خاصی نکرده است. خیلی‌ها با کمی مطالعه و تمرین می‌توانند سخن موزون بنویسد اما این سخن موزون نه شعر است، نه طنز.
برای مثال در مصرع دوم اگر به جای اینکه به خودِ «شربت شنگول‌کن» اشاره می‌شد، از رفتار یا تأثیراتی حرف زده می‌شد که مخاطب خودش آن شربت مورد نظر را در ذهنش پیدا می‌کرد، خیلی لذت‌بخش‌تر بود. البته مثالی که می‌زنم صرفاً برای جا افتادن منظورم است وگرنه پیشنهادهای بهتر و تغییرهای مفیدتری هم می‌توان در اثر شما اعمال کرد.
یکی از روش‌های اصلی غیرمستقیم‌گویی، استفاده از اشاره و کنایه است که در طنز کاربرد بیشتری هم دارد. مستقیم‌گویی گاهی از زیبایی اثر هم می‌کاهد. مثلاً اگر شاعر با جمله‌بندی متفاوت یا با استفاده از اشاره و کنایه منظورش را برساند خیلی زیباتر از این است که مستقیم بگوید «مملکت غرق مواد است». گاهی هم برای غیرمستقیم‌گویی می‌توان از وارونه‌گویی استفاده کرد، یعنی شاعر با گفتن این موضوع که در کشور هیچ معتادی وجود ندارد، می‌تواند با جذابیت بیشتری به فراگیری مواد اشاره کند.
طنزپرداز هم آدم است (اگر آدم حسابمان کنند!) و گاهی به دلایل مختلف ناراحت و عصبانی می‌شود. اصلاً گاهی دلیل نوشتن طنزش همین عصبانیت است اما نباید اجازه بدهد که عصبی بودنش در نوشته‌اش مشخص باشد. در واقع باید مدیریت خشم بلد باشد. باز هم یکی از روش‌های مدیریت خشم، غیرمستقیم‌گویی است. علاوه بر این‌ها، مستقیم‌گویی جلوۀ هنری ندارد. درست است که در بیت «می‌شود مدّعی دین خدا بود و سه سوت / دهن عدلِ پدرسوخته را چاک کنیم» سعی شده از بازی «دهن» برای جذابیت و نمک کار استفاده شود، اما سوژۀ اصلی که همان ادعای دینداری است، خشک و مستقیم بیان شده است. می‌شد به جای ادعای دینداری، از اعمالی استفاده کرد که ادعای دینداری را نشان می‌دهد. البته شاعر باید مراقب باشد طوری نگوید که بعداً طوری بشود! طنزپرداز همیشه باید مراقب دهان خودش باشد!
دربارۀ بیت آخر اثر هم عرض کنم که اولاً کاش واژۀ «استغفرالله» اینقدر موقع خواندن گیر نداشت و می‌شد این بیت را روان خواند؛ ثانیاً من که متوجه «سه تا سین» و منظور کلی بیت نشدم و احتمالاً هستند کسانی که هوش و حواسشان اندازۀ من باشد و مثل من ماجرا را متوجه نشوند! شاید منظور صدای زمزمۀ زیرلب باشد؛ شاید هم نباشد! به هر حال کمی گنگ بود، اگر هم منظور را درست حدس زده باشم، نمک کافی را نداشت. گاهی پیش می‌آید که در رساندن منظورمان به مخاطب موفق نباشیم. حتماً باید این موقعیت‌ها را شناسایی و این مشکل را رفع کنیم. برای این کار بهتر است خودمان را جای مخاطب بگذاریم.
منتظر خواندن آثار بهتری از شما هستیم. موفق باشید.

منتقد : روح‌الله احمدی

روح‌الله احمدی که گاهی به اسم «بلبل» طنز می‌نویسد. متولد ۱۳۶۸ تهران شاعر، نویسنده، طنزپرداز و مجری نوازنده و مدرس هارمونیکا (سازدهنی) کوهنورد و طبیعت‌گرد - نویسنده و طنزپرداز مطبوعات و نشریات مختلف از جمله: رشد جوان و نوجوان، ماهنامه سپیده ...



دیدگاه ها - ۲
محمد عظیمی » 5 روز پیش
تا کنون کمتر نقدی برای من اینقدر مفید و دلچسب بوده. دست گذاشتید روی بزرگ ترین اشکال من در شعر طنز که تا به حال به ان علم داشتم اما سر سوزن توجه نداشتم. دلیل این بی توجهی هم این بود که برداشتم از غیر مستقیم گویی به انحراف کشیده شده بود با اشاره شما مشکل برطرف شد. لطف بزرگی بود جناب احمدی عزیز ممنونم
روح‌الله احمدی » 5 روز پیش
منتقد شعر
خوشحالم که حرف‌هایم برایتان مفید بوده است. امیدوارم با توجه و تلاش بیشتر شاهد آثار موفق‌تر شما باشیم و از خواندنشان لذت ببریم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.