سه شعر ، سه رویکرد




عنوان مجموعه اشعار : دریای مه گرفته
شاعر : سیدصادق خاموشی


عنوان شعر اول : غزل
هر ماه ما محرم و یک روز عید نیست
با سررسید ما سر فصلی جدید نیست

پیراهنی سیاه به تن کرده آسمان
او بی ستاره مانده و بختش سفید نیست

دیوارها بلندتر از هر زمان شدند
در خانه یک دریچه به سوی امید نیست

میل بهشت، مرده که بر هفت در آن
هفتاد قفل هست ولی یک کلید نیست

راهی به سوی کوه یخی یا که ساحلیم؟
در بحر مه گرفته ی تاریک، دید نیست

عنوان شعر دوم : رباعی
یک لحظه ندارد به دل آرام، درخت
بسیار بترسد از سرانجام، درخت

کابوس ببیند که پس از قطع شدن
یکروز شود چوبه ی اعدام، درخت

عنوان شعر سوم : شعر نو
ماسک ها را برداریم
کرونا یعنی
دیرگاهیست قرنطینه شده
شادی و صبح و هوا
کرونا یعنی
مرگ تدریجی ما
ماسک ها را برداریم
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
غزل « سیدصادق خاموشی » غزلی سنتی است و این به خودی خود نه تعریف و تمجید از آن است و نه ایرادی برای آن. این سخن یعنی این غزل ساختاری بیت محور دارد و دارای محور طولی در مضمون سازی و تصویرپردازی نیست . در نتیجه استقلال ابیات زمینه را برای شاه بیت سازی فراهم می آورد بدون آن که این ابیات در ادامه و یا پیش از خود با بقیه ی ابیات همراهی شوند . اتصالی که به طور مثال بین بیت اول و دوم هست اما در ادامه قطع می شود .
متاسفانه مصرع اول با یک اشتباه دستوری آغاز می شود و کام مخاطب را تلخ می کند و آن حذف اشتباه فعل است .
هر ماه ماه محرم (است) و یک روز (ما) عید نیست
ملاحظه می‌شود که فعل‌های دو جمله نه تنها یکی نیستند بلکه دقیقا متضاد هم‌اند (است و نیست) پس به هیچ قرینه‌ای قابل حذف نیستند .
مصرع اول بیت چهارم غزل نیز دارای اشکال (کمبود) وزن است .
فضای تاریک و تلخ غزل یادآور غزل‌های تیره و افسرده‌ی دهه‌های چهل و پنجاه است که انعکاس دهنده‌ی اجتماع پژمرده و خفقان‌زده‌ی آن دوران بود و از همین رو جهت بدیع یافتن اثر ، یافتن تصویر و مضمون تازه در این غزل از واجبات است که خوشبختانه در ابیات سوم تا پنجم قابل مشاهده و دریافت است .
در قالب رباعی با آن ایجاز و سپیدنویسی حساس، نوعی انسجام و فشردگی قابل انتظار است، که شاید در قوالب دیگر چون غزل و مثنوی و ... نباشد. لذا اتصال تصویری و مضمونی دو بیت بسیار حساس و کلیدی است. اتصالی که اتفاقا در بسیاری از رباعیات به درستی به وجود نمی‌آید و این بیشتر به این دلیل است که شاعر تمام هم و غم و توان و انرژی خود را بر روی بیت دوم می‌گذارد و بیت اول را به طفیلی و سربار بیت پایانی بدل می‌کند.
در رباعی آقای « سیدصادق خاموشی » اما این اتصال به خوبی برقرار می‌شود. می‌توان راز این کار را در کارکرد ردیف اسمی (درخت) جستجو کرد که از پراکندگی مضمون و تصاویر دو بیت جلوگیری کرده است. روی تازگی و بداعت تصویر و مضمون اصلی این رباعی هم، البته می‌توان بیشتر دقت کرد!
شعر نیمایی انتهایی علی رغم کوتاهی و ایجاز، در کلیدی‌ترین سطر خود یعنی سطر چهارم فاقد منطقی فراتر از احساسات و کلیشه‌های رایج شعر امروز است. چرا شادی و صبح و هوا؟ اگر من بگویم صبح و لبخند و امید، ایرادی دارد؟ یا اگر بگویم شور و آواز و بهار ، چطور؟ و چنین است که این متن به راحتی قابل دستبرد و تغییر است حال آن که در شعری و متنی منسجم و فشرده چنین کاری حداقل به راحتی ممکن نیست. با این همه تاثیرپذیری مثبت شاعر از روزگار خود به هنگام خلق اثری هنری چون شعر قابل تقدیر است .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
سیدصادق خاموشی » 3 روز پیش
عرض سلام و احترام، از راهنمایی ها بسیار سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.