رابطه قندیل و قبر آن مرحوم




عنوان مجموعه اشعار : شهری که تاریکی برایش مطمئن تر بود
شاعر : سید عارف مرتضوی


عنوان شعر اول : وصیت نامه ی کسی که زیاد می دانست‏!‏
یا در کفن یا گوری از تابوت جسمم را
در شهر بگذارید و دائم مفتخر باشید
از اینکه من پهلویتان افسرده میخوابم
از اینکه میخواهم شما هم بر حذر باشید

وقتی که جان دادم میام روشنی هاتان
اندیشه هایم را به گور جهل بسپارید
تا از غمم سرشار باشد شهر تاریکی
تابوت من را در شلوغ شهر بگذارید

لطفا چراغ عقل نگذارید بر قبرم
ـ در سوز سرمای هوسناک زمستان ها ـ
سرمای ـ کاخ خاک ـ قبرم بهتر از گرماست
ـ قندیل ها روشن نباشد در خیابان ها ـ

یا در کلیسا یا شبستان یا کنشت و دیر
یکشنبه ها یا جمعه ها یادی کنید از من
من معتقد بودم خدا مال تمام ماست
هرگز نشد این مسئله در ذهنتان روشن

من میروم تا از شما دوری کنم چندی
من میروم اما هنوزم پیش هم هستیم
ـ دور از شما دور از شما ـ مرگم رسید امروز
اما ـ به هر حالت ـ همه مان خویش هم هستیم...!

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر آقای سید عارف مرتضوی را اگر با معیار زمان اشتغالش به امر سرودن و تجربۀ حرفه‌ای او، مقایسه کنیم؛ شعری خوب و قابل توجه است. باید به خاطر این تجربه او را ستود و تشویق کرد که در همین مسیر با اعتماد به نفس پیش برود ولی اگر با معیار شعر خوب و آرمانی بسنجیم، باید گفت شاعر هنوز در زبان شعر به قوت و قدرت دست نیافته است و راه زیادی پیش روی اوست.
از همان اول و بیت نخست اگر شروع کنیم، در مصرع نخست حشو باعث شده است، شروع خوبی برای شعر مشاهده نشود:
یا در کفن یا گوری از تابوت جسمم را
وقتی می‌گوییم جسمم را در گور بگذارید، این که در کفن بگذارید یا در تابوت بگذارید، حشو است. توضیحاتی اضافه و بی‌دلیل است که تنها شاعر برای پرکردن وزن مصرع آن‌ها را ضمیمه کرده است.
یکی دیگر از ایرادات زبان شعر، استفاده از واژگان رایج در زبان مشاوره در زبان رسمی است. اگر این مورد (پهلویتان) را هم حساب نکنیم:
از اینکه من پهلویتان افسرده میخوابم
در این مورد، این ایراد جدی است:
من می‌روم اما هنوزم پیش هم هستیم
چرا که هنوزم صورت محاوره‌ای «هنوز هم» است. نمی‌توان به اقتضای تنگنای وزن، صورت محاوره‌ای یک اصطلاح را در زبان رسمی به کار برد.
یک ایراد جدی دیگر در شعر شما، به هم ریختگی ساختار زبان است.در این بیت:
لطفا چراغ عقل نگذارید بر قبرم
ـ در سوز سرمای هوسناک زمستان‌ها ـ
سرمای ـ کاخ خاک ـ قبرم بهتر از گرماست
ـ قندیل ها روشن نباشد در خیابان‌ها ـ
اولاً که چراغ روی قبر کسی گذاشتن، برای ایجاد روشنی است و ربطی به سرما و گرما ندارد. ثانیاً صورت درست ساختار مصرع سوم این است:
سرمای قبرم بهتر از گرماست
شاعر دو کلمۀ بی ربط این وسط اضافه کرده است که نه تنها به معنای بیت کمکی نکرده است( توضیحی نداده) بلکه باعث سردرگمی مخاطب در خواندن مصرع هم شده است. ایراد بیت اول در این بیت هم هست. سرمای قبر و قندیل‌های خیابان‌ها چه ربطی به هم دارند؟ آیا اگر قندیل‌های خیابان‌ها روشن باشند، قبر آن مرحوم گرم می‌شود؟
یا در این بیت:
ـ دور از شما دور از شما ـ مرگم رسید امروز
اما ـ به هر حالت ـ همه مان خویش هم هستیم...!
اگر از اینکه اصطلاح دور از جان شما، به ضرورت وزن خلاصه‌تر شده است؛ بگذریم، اجبار در تلفظ‌های غیرملفوظ در این بیت، باعث آسیب به زبان شعر شده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.