ردیف ظالم!




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : حمید رضا یوسفی فر


عنوان شعر اول : غزل
از غم عبور می کنم با شور می رقصم
از شب عبور می کنم در نور می رقصم

هم با صدای وز وز زنبور می رقصم
هم با نوای دلکش سنتور می رقصم

طوری شعف افتاده در جانم که می بینم
حتی بدون تنبک و تنبور می رقصم

بالا و پایین می پرم در خود نمی گنجم
چون ماهی گشته به صید تور می رقصم

در روز شاگرد کلاس فقه ام و شب ها_
در خانقاه صوفیان مسرور می رقصم

جز حق نگویم گرچه بردارم زنند اما_
در پای چوب دار چون منصور می رقصم

از شوق دیدارش چنان مستم که بعد از مرگ
تا روز محشر یکسره در گور می رقصم

عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی خواهیم داشت به غزلی هفت بیتی از شاعر جوان جناب حمیدرضا یوسفی، آن طور که در کارنامه شاعری ایشان آمده نزدیک به سه سال سابقه سرودن دارند و می‌توان گفت باید از آزمون‌های اولیه عبور کرده باشند، از شعر هم پیداست که به مقدمات تا حدودی واقفند، و حالا می‌شود شعر ایشان را با دقت بیشتری مورد بررسی قرار داد.
مهم‌ترین نکته در غزل جناب یوسفی نقش ردیف است، ردیف این شعر از جنس ردیف‌هایی‌ست که شعر را به شدت تحت تاثیر خود قرار می‌دهند، برای سرودن غزلی با ردیف می‌رقصم یا می‌گویم و ... توانمندی بالایی احتیاج است که ردیف در کار حل شود. حال در این غزل ردیف نوعی تکرار و پیش‌بینی‌ پذیری نازیبا با خود به همراه آورده است، مخاطب در پایان هر بیت می‌داند که شاعر قرار است با می‌رقصم بحث را به پایان ببرد و حال در یک بیت با سنتور و در بیت دیگر با تنبور و شور و ... اینکه ردیف تا این حد تعیین کننده شود به نوعی جلوگیری از نوآوری و غافلگیری خواهد بود. مگر آن که شاعر آن گونه کارکرد‌های ردیف و قافیه را بشناسد و استفاده کند که این خصیصه به چشم نیاید که متاسفانه در این غزل این اتفاق نیفتاده است.
نکته عجیب دیگر وزن نیمه مخدوش بیت اول است.
از غم عبور می کنم با شور می رقصم
از شب عبور می کنم در نور می رقصم
این دو مصرع با هر دو همزمان با رسیدن به کلمه "عبور" دچار ایراد وزنی‌اند. وزن را ببینید
مستف/عِلن مُس/تفعلن مستفعلن فعلن
دقیقا آن قسمتی که جدا شده جای کلمه "عبور در دو مصرع است، شاعر یا باید بگوید "عبوری" یا "به سویی" یا ....
هم با صدای وز وز زنبور می رقصم
هم با نوای دلکش سنتور می رقصم
ابیات آن چنان چفت و بست محکمی با هم ندارند حرف‌ها هم آن‌گونه که باید شاید مکمل هم نیستند، مثلا در این بیت جز رقصیدن ارتباط دیگری بین دو مصراع نیست.
طوری شعف افتاده در جانم که می بینم
حتی بدون تنبک و تنبور می رقصم
شعف داشتن درست است، ولی با مسامحه می‌شود شعف به جان بیفتد، خب انسان می‌تواند بدون تنبک و تنبور با هزاران چیز دیگر برقصد یکی همان سنتور که خود شاعر در بیت قبل گفته. یعنی این استدلال‌ها نه شاعرانه‌اند نه به کشف تازه‌ای منجر می‌شوند.
بالا و پایین می پرم در خود نمی گنجم
چون ماهی گشته به صید تور می رقصم
این بیت می‌توانست بیت تصویری زیبایی باشد و "می‌رقصم" در آن حل شود، اما ضعف تالیف در مصراع دوم این اجازه را نداده است، حرف این است چون ماهی در تور صید گشته می‌رقصم ولی قافیه این جابجایی ارکان نازیبا را برای شعر به ارمغان آورده است.
در روز شاگرد کلاس فقه ام و شب ها_
در خانقاه صوفیان مسرور می رقصم
در این بیت هم صرفنظر از دم دستی استفاده کردن عناصر به هر حال شاعر سعی در تضاد سازی دارد، اما قافیه مسرور اینجا صرفا به خاطر قافیه این‌جاست مگر این‌که متضاد مسرور بودن در مصرع اول ایجاد می‌شود. مضافا بر اینکه بلکه می‌گوید روز پایین باید بگوید شب نه شب‌ها.
جز حق نگویم گرچه بردارم زنند اما_
در پای چوب دار چون منصور می رقصم
به دار آویختن یا دار زدن درست است نه بر دار زدن، اما در مجموع نسبت به باقی ابیات بیت سالم‌تری‌ست هر چند مفهوم قدری کلیشه‌ای‌ست.

در مجموع این شعر با توجه به شرایطی که دارد نمی‌تواند اثری قابل قبول به حساب بیاید هر چند تلاش‌های شاعر در این شعر مشهود است و با این پشتکار امید می‌رود شاعر در آثار بعدی با پرداخت بیشتر آثار بهتری خلق کند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.