لطفاً گاهی هم شکست بخورید




عنوان مجموعه اشعار : فصل نو
شاعر : سیده زهرا شرفی


عنوان شعر اول : رفته

مثل گلی تنها که در رگبار می ماند
می میرد و از آن فقط مردار می ماند

در اوج تنهایی و رنج و بی کسی هایم
رفتی، نگفتی دلبرم بی یار می ماند؟

با خود نگفتی تیشه بر روحش زدم هر بار
از دختر مردم فقط آوار می ماند؟

آتش زدی این قلب بی اندازه دریا را
فکر و تنت در حسرتم، این بار، می ماند...


عنوان شعر دوم : تق تق
تق تق! صدای پای تو هر بار می آمد
انگار باز آن لشکر تاتار می آمد
برهم بریزد کشور آرام قلبم را
آری به قصد کشتن و آزار می آمد..

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای شاعر گرامی سرکار خانم سیده زهرا شرفی دارای احساسات سرشاری است. شاعر در این دو شعر نشان داده است که هرگاه قلم به دست می‌گیرد این توانایی را دارد که مخاطب را با احساس و عاطفه‌اش همراه و هم‌مسیر کند. از ابتدا تا انتهای شعر این حس جاری شده در کلمات جریان دارد و این هم البته توفیقی قابل توجه برای شاعر است. خیلی از شعرهای امروز را که می‌خوانیم انگار انشایی در توصیف کارهای روزانۀ شاعر را مرور می‌کنیم یا اینکه در بهترین حالت، شاعر یک بازی زبانی کشف کرده است و برای اینکه این کارش را در چشم ما فرو کند، شعری گفته است اما شعرهای این دوست شاعرمان چنین نیست. شعر با بیان احساسات شاعر آغاز می‌شود و با بیان احساسات شاعر هم تمام می‌شود، بدون اینکه زبان آوری و کارهای عجیب و غریب شاعر ما را اذیت کند.
اما به نظر می‌رسد همین نقطه قوت، نقطه ضعف شعرهای خانم شرفی هم هست. غزل اول خیلی زود تمام می‌شود. غزل دوم هم همین وضع را دارد (اجازه بدهید با اتکا به تجربه‌ی خود در سرودن بگویم این شعر قرار بوده است غزل باشد اما در بیت دوم پایان یافته است.)
شاعر انگار خیلی زود انرژی و سوختش برای ادامه‌ی مسیر تمام شده است. خیلی سریع یک گوشه پارک کرده است و برای اینکه خط و خشی به شعرش نرسد، از دنده‌ی دو بیشتر نرفته، دو کوچه را رد کرده و از خودرو پیاده شده است. این البته راه خوبی برای نگهداری خودرو به صورت بدون آسیب رسیدن است اما باعث نمی‌شود که راننده، رانندگی بیاموزد. باید دوست شاعرمان سعی کند، کمی هم در هنگام سرودن اذیت شود، گاهی وزن‌های بلند، قالب‌های متفاوت، تصویرهای کشف نشده و بیرون رفتن از هنجارهای استاندارد زبان را هم تجربه کند. همه‌ی شعر، شکایت کردن از معشوق نیست. بعد از مدت کوتاهی به مخاطبمان این پیام را می‌دهیم که اهل ریسک کردن نیستیم، در شعر ما حرف تازه‌ای وجود ندارد و اگر به دنبال لذت کشف‌های تازه هستی برو و شعر دیگری را بخوان. حالا نوبت تجربه‌های جدید در شعر شماست حتی اگر در برخی از آنها شکست هم بخورید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سیده زهرا شرفی » شنبه 25 مرداد 1399
چشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.