نکتۀ اصلی، زبان است




عنوان مجموعه اشعار : خاطرات
شاعر : علی اسماعیلی


عنوان شعر اول : عکس قدیمی
دیدن عکسی قدیمی، رفتن من با خیال
یک سفر تا اوج رویا، در زمان‌های محال

در میان آسمان‌ ها ، بر فراز ابرها
می‌شوم مثل پرنده می‌پرم بی پر و بال

می روم تا روستایی در دلِ داغِ کویر
آسمانی پر ستاره ، همچنین آبی زلال

می‌رسم با سادگی تا دوره‌ی دلهای خوش
در پلانهای قدیمی از سکانسی بی مثال

انتهای کوچه باغی یک حیاط و حوض آب
تا صدای پای آب و زندگی با حس و حال

خاطرات یاس و شبنم گوشه‌ای کنج حیاط
خانه‌هایی پرصفا وقتی نه لابی بود و هال

آن پسین دلگشا در مسجد و صوت اذان
یا شب سرد کویری موسم شیرین بلال

منتظر تا ماه مهر و اشتیاقِ درس ؟ نه...!
شوق کشکالی‌برای پسته‌های خشک و کال

با همین‌ها دلخوش و حال دلم بهتر شود
زندگی‌یعنی‌همین،خوش‌خوش‌رسیدن‌تاکمال

کَشکالی:
جستجو در باغ برای یافتن پسته‌هایی
که در زمان برداشت دیده نشده و بر
درختان باقی مانده اند.

علی اسماعیلی

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر دوست شاعرمان آقای علی اسماعیلی بیان روایتی نوستالوژیک از گذشته‌های دور و خاطره‌انگیز است، شعری که در دورۀ «همه چیز گذشته خوب بود» و نوستالوژی بازی این روزگار، احتمالاً خریدار و طرفدار زیاد دارد. البته باید این را هم گفت، میان بیان روایتی حسرت‌بار از گذشته، با بیان حرفی تازه و قابل توجه تفاوت است. به عبارت دیگر تنها ابراز حسرت از گذشته کافی نیست بلکه شاعر باید حرفی تازه هم برای گفتن داشته باشد. چیزی که در شعر دوستمان جایش خالی است.
نکتۀ اصلی در این شعر، زبان است. ایراداتی در زبان شعر وجود دارد که باعث شده است شعر حتی در کارکرد عاطفی و احساسی خودش نیز توفیق زیادی نداشته باشد. برای مثال در این مصرع:
می‌شوم مثل پرنده می‌پرم بی پر و بال
تلفظ کلمۀ «پر» به شکلی است که زبان از شکل درست آن خارج شده است.
همچنین تضادی که در برخی موارد میان فضای زبانی کلی شعر و برخی واژگان مدرن وجود دارد، در شعر خوش ننشته است. مثلاً
می‌رسم با سادگی تا دوره‌ی دلهای خوش
در پلانهای قدیمی از سکانسی بی مثال
یا:
خاطرات یاس و شبنم گوشه‌ای کنج حیاط
خانه‌هایی پرصفا وقتی نه لابی بود و هال
این سخن به این معنا نیست که نباید از واژگان امروزی در شعر استفاده کرد یا راه برای ورود برخی واژگان در شعر بسته است بلکه به این معناست که باید فضای لازم برای نشستن این کلمات در شعر ایجاد شده باشد. این کار نیازمند تلاش بیشتر و انرژی افزون‌تری در شعر است و در صورت ساده‌انگاری، تضاد میان واژگان به شعر ضربه خواهد زد.
نکتۀ آخر اینکه پایان‌بندی شعر هم ساده‌انگارانه است. این پایان‌بندی شاید برای برخی شعرهای رمانتیک دهه‌های بیست و سی خوب بود اما برای شعر امروز، که تجربه‌های فنی فراتر از آن دوران دارد، کافی نیست.
با همین‌ها دلخوش و حال دلم بهتر شود
زندگی‌یعنی ‌همین،خوش‌خوش‌ رسیدن‌ تا کمال
ضمن اینکه دربارۀ استفاده از واژۀ کمال هم می‌شود، سخت گیرانه درنگ کرد. اینکه خوش خوش باشیم و به دلخوشی ها بسنده کنیم و یاد گذشته را زنده نگه داریم، کجایش «کمال» است؟

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی اسماعیلی » سه شنبه 28 مرداد 1399
بینهایت ممنونم و معنای عبارت "خوش خوش" در لغتنامه دهخدا: خوش خوش . [ خوَش ْ / خُش ْ خوَش ْ / خُش ْ ] (ق مرکب ) آهسته آهسته . رفته رفته . کم کم . نرم نرم .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.