عدم تعادل در زیبایی شناسی




عنوان مجموعه اشعار : آرزوی شهاب
شاعر : شهاب مهری


عنوان شعر اول : آبادیِ خراب
آبادیِ خرابِ من آباد می‌شود
شمشادِ غرقِ غُصه‌ی دِه، شاد می‌شود

وقتی که جای‌جایِ زمین جایِ پایِ توست
از جویِ مویِ کویِ تو که یاد می‌شود

نذرِ مِیِ لبت، وسطِ کوچه‌باغِ مست
مسجد بجای میکده ایجاد می‌شود

وای از دلِ شکسته‌ی آن باد‌بادکی
که با وجودِ دست تو آزاد می‌شود

وقتی که مرغت از قفسِ عشق، می‌پرد
زندانِ غم به چشم تو همزاد می‌شود

سر‌تا‌سرم در آتش و... دل، پا‌به‌پایِ اشک
هم‌رقصِ خون و هم نفسِ باد‌ می‌شود

گفتی که شاد بودن من آرزوی توست؟
بعد از تو کوهِ غصه، "روان‌شاد" می‌شود!!

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن در روزگار ما کاری است که با وجود سادگی ظاهری‌اش، خیلی سخت شده است. شاید دلیل سختی این امر این باشد که تعداد کسانی که در این حوزه و در این قالب به سرودن مشغولند؛ آنقدر زیاد شده است و آنقدر هر روز غزل «تولید می‌شود» که برجسته شدن و در ذهن ماندن یکی از آنها، کار بسیار مشکلی است. یعنی یک غزل خاص برای نشانه دار شدن، در ذهن ماندن و ماندگار شدن باید حال و آن و اتفاق تازه ای داشته باشد که بتواند به ذهن بنشیند. حالا گاهی این اتفاق تازه، یکی دو بیت بسیار خوب است، یا تصویری خارق‌العاده یا مثلاً ردیف و یا قافیه‌ای تکرار نشده. غزل شما این ویژگی‌های برجسته را ندارد. نه بیت بسیار برجسته‌ای، نه ردیف خاص و ویژه‌ای و نه کشف و شهود عجیب و غریبی. اما شاعر سعی کرده است با استفاده از تناسبات میان واژگان و توانایی‌هایی که در زبان شعر دارد، شعرش را برجسته‌سازی کند و در چشم مخاطبان بنشاند.
اما به نظر می‌رسد در این بخش نیز، عنان از دست شاعر خارج شده است و شاعر در برخی بیت‌ها نظیر این بیت:
وقتی که جای‌جایِ زمین جایِ پایِ توست
از جویِ مویِ کویِ تو که یاد می‌شود
نتوانسته است زیبایی شناسی را به صورتی متعادل رعایت کند و تتابع اضافات جوی موی کوی با وجود اینکه هر سه کلمه دارای تناسب لفظی هستند، هم مخلّ معنا شده است و هم در مجموع زیبا نیست.
گاهی نیز نه تنها بیت‌های شعر از نظر زیبایی شناسانه، اوج و قدرت لازم را ندارد، حتی از نظر معنا هم دچار ایراد است:
وقتی که مرغت از قفسِ عشق، می‌پرد
زندانِ غم به چشم تو همزاد می‌شود
زندان غم به چشم کسی همزاد شدن یعنی چه؟ یعنی اینکه همنشین و مقیم زندان می‌شود؟ در این صورت کلمۀ همزاد بی معناست.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.