شعر یکبار مصرف




عنوان مجموعه اشعار : ناخوانده
شاعر : حامد رحمانی حسینی


عنوان شعر اول : ناخوانده
به چشم های ترم التماس بود و ندید
هزار دلهره با صد هراس بود و ندید

برای تک تک اشعار بی قواره ی من
نگاه نافذ و گرمش لباس بود و ندید

چه گریه ها که نکردم برای آمدنش
ولی دریغ که او کم حواس بود و ندید!

چه داشتم که بریزم به پای لبخندش؟
غزل، تمام منِ آس و پاس بود و ندید

عروس قصه من سربه زیر بود، آری
اگر به چشم ترم التماس بود و ندید!
.
#حامد_رحمانی_حسینی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل جمع و جور و نسبتاً خوبی از این دوست شاعرمان خواندیم. غزلی که نشان دهندۀ تلاش آرام و پیوسته به سمت جلو است و از این منظر باید تلاش و حرکت شاعر را ستود و به او گفت که همین مسیر را با شتاب بهتر و بیشتری ادامه بدهد. نشانه‌های روشنی از نگاه و دقت شاعر به شیوۀ استفاده از کلمات در غزل دیده می‌شود که باید در شعر بیشتر و بیشتر تقویت شود. مثلاً توجه شاعر به ارتباط معنایی میان لباس و صفت بی قواره در این بیت:
برای تک تک اشعار بی قواره ی من
نگاه نافذ و گرمش لباس بود و ندید
اما به نظر می رسد در همۀ شعر این نگاه جاری و ساری نیست و گاهی شاعر با آسان گیری اولین گزینه‌های مورد نظرش را به روی قلم آورده و منتشر کرده است:
عروس قصه من سربه زیر بود، آری
اگر به چشم ترم التماس بود و ندید!
میان کلمات ارتباطی که نشان دهندۀ تلاش شاعر برای رسیدن به یک مرحله بالاتر در شعر باشد؛ دیده نمی‌شود. این نگاه باید در تمام شعر جریان داشته باشد که اولین پیشنهادی که به ذهن شاعر می‌رسد، بهترین پیشنهاد نیست. شاعر می توانست در این بیت از ظرفیتی که کلمۀ عروس ایجاد کرده است، بهره ببرد اما این واژه مثل خیلی از نمونه های مشابه در شعر بدون کاری زبانی یا تصویری رها شده است و همین باعث شده است، شعر در خوانش‌های دوم به بعد دیگر چیزی برای عرضه به مخاطب نداشته باشد و یک شعر یک بار مصرف از کار درآید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمدرضا صبوریان » سه شنبه 18 شهریور 1399
خداقوت حامد جان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.