صبر بسيار ببايد ...




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : بارون .


عنوان شعر اول : روزنه کور
غنچه ی نورس امید
در دلم پژمرد
کس نگفت به باغبان
که چرا چنین شد
همه گفتند او
لیاقت نور را نداشت
آری...
غنچه در سایه ی تنهایی خود
آرام آرام پژمرد
و کس نفهمید
که به او
نور نتابیدند

عنوان شعر دوم : مژده
در لا به لای پیچ و تاب در
فارغ از آه و رنگ دردسر
دخترک با کفش های مخملی
در کنار جویبار زندگی
هم نفس با پرستوی بهار
نغمه سر میداد
مژده می داد به خاک
دوری از خواب نمناک
به رز پژمرده ی آن باغچه
نور ناخوانده ی روی تاقچه
مژده می داد به آب
به زن تشنه ی آن سوی سراب
به تن رنجور و بدبخت
نقش های صورتی روی درخت
شاخ خشکیده ی سر به آسمان
مژده می داد به زمین و زمان
ندا آمد غمی نیست
تا خدا هست باید زیست

عنوان شعر سوم : سیر عشق
از دور پیدا بود
عشقش هویدا بود
آن نفس های گرم
آن حرف های نرم
در ذهن من جاریست
اضطراب لحظه های شیرین
یاد آن بوسه های آتشین
انتظار مرزها
امروز و آن فرداها
جنگ و ستیز و قهرها
رمز و راز آشتی ها
در ذهن من باقیست
به یاد دارم روزی را که به مقصد خوشبختی همسفر شدیم
به یاد دارم میان راه از پس آفتاب سوزان رهگذر شدیم
و من مروارید نگاهم را به تو کردم تقدیم
تا تو سیراب شوی
تو چه کردی با من
من چه کردم با دل
گفته بودی در باغچه ی دلم می مانی
باغبان شدم عشق پروراندم
آفت نشست عکس تصورم
تو رفتی و من درگیر تحیرم
با گام های خسته
فکر شکسته
به لب حوض روانم
تا بشویم گرد و غبار عشق را
شاید تو ببینی غم غربت این عشق را
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
اين كه شاعران در ابتداي راه شاعري به جاي زبان صميمي روزمره به زباني فخيم و غالبا كهنه متوسل مي شوند تا حدودي طبيعي ست . از يك سو آبشخور مطالعاتي غالب اين شاعران ادبيات كلاسيك فارسي ست و سيطره ي اين ادبيات بر ذهنيت شاعر جوان كاملا قابل انتظار است . از سوي ديگر شاعران جوان ناخودآگاه و به درستي دريافته اند كه شعر بايد در چيزي و در جايي از صحبت ها و مكالمات روزمره فراتر برود . اما نكته ي مهم همين فراروي ست .
شاعر بايد سنت ادبي را بشناسد و آگاهانه از آن فراروي نمايد .
شاعر بايد وضعيت شعر روزگار خود و جريان هاي رايج آن را بشناسد و سنجيده از آن فراروي كند .
در غير اين صورت شاعر در بند كليشه هاي صوري و محتوايي گرفتار مي شود و تنها تكرار مكررات مي كند . البته اين امر در مورد شاعراني با كمتر از يك سال سابقه شعري چندان عجيب و غريب و نامنتظره نيست .
آقا يا خانم «بارون» هنوز در ابتداي راه است . شعرهاي او تلفيقي از سطرهاي موزون و ناموزون ، سطرهاي شاعرانه و نثري و سطرهايي كه حتي به درستي تقطيع نشده اند .
با اين حال همان سطرهاي شاعرانه مخاطب را اميدوار مي سازد به آينده .
اما صبر و صبر و صبر و تلاش فعلا ...

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.