غزل هم ساده است، هم سخت




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : مطهره ناصحی


عنوان شعر اول : .
یوسف تو از زندان تنهایی چه می دانی
از سردی شب های یلدایی چه می دانی

عمری مرا از چاه غم بیرون نیاوردی
از عمق احساس زلیخایی چه می دانی

با چشم سرخم پشت پایت آب می ریزم
از کاسه ی صبر و شکیبایی چه می دانی

وقتی بیایی، بر لبم لبخند می روید
از حال گل، وقت شکوفایی چه می دانی

مست از شراب سیب خوشرنگ هوس هستم
اما تو از این شور شیدایی چه می دانی

خود آتشم، بیهوده از آتش نترسانم
از آفتاب داغ رسوایی چه می دانی

حوا از اول حرف آدم را نمی فهمید
اما تو که مغرور و دانایی، چه می دانی

گیرم که نقش پاره ی پیراهنت بودم
از نقش خود، از جرم زیبایی چه می دانی

گیرم گناه سیب حوا گردنم باشد
از بخشش آن خوب بالایی چه می دانی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
غزل گفتن همیشه تیغ دو دم بوده است. غزل چون با حس و حال و روحیات گروه کثیری از مردم ما گره خورده است، به سرعت مورد اقبال و توجه مخاطب قرار می‌گیرد و همین مسأله هر شاعری را مجاب می‌کند که به دنبال این قالب برود و سعی کند از ظرفیتی که غزل برایش آماده کرده است، بهره ببرد. اما این قالب محبوب که ورد زبان و ملکۀ ذهن ما ایرانیان است، می‌تواند آسیب مهمی هم برای شاعر داشته باشد. این آسیب این است که شاعر را تنبل بارآورد و به او اجازۀ جست و جو، کشف و جستن تازه‌ها ندهد. برای اینکه منظورم را از این حرف‌ها، روشن و شفاف بگویم، اجازه بدهید به مدار و تناسب کلماتی که شما در شعرتان استفاده کرده‌اید، نگاهی بیندازیم:
یوسف/ زندان/ زلیخا
شب/ یلدا
کاسه/آب
لبخند/گل
آفتاب/ آتش
حوا/ آدم
می‌بینید که کلمات با اولین و ساده‌ترین تناسبی که به ذهن می‌رسند، انتخاب شده‌اند. تقریباً هر کسی مقدماتی درباره‌ی شعر فارسی بداند، از یوسف بلافاصله به زندان و زلیخا می‌رسد. این انتخاب‌های ساده و بلافاصله، باعث شده است شما حتی در مضمون‌یابی هم ساده‌انگارانه عمل کنید. هیچ کشف دندان گیری در بیت‌های شما نیست. شاید این بیت از بقیه‌ی بیت‌های شعر اندکی بهتر باشد:
حوا از اول حرف آدم را نمی فهمید
اما تو که مغرور و دانایی، چه می‌دانی
دلیل این بهتر بودن، توجهی است که به معنای دوگانه‌ی آدم شده است (که صد البته این هم کشف نیست و بارها در شعر تکرار شده است) اما مصرع دوم مشخص نیست دلیل استفاده از واژه‌ی دانا چیست؟
اگر می‌خواهید در غزل، به جایی برسید و مخاطبانتان را جذب شعر کنید، باید کمی بیشتر به ذهن و زبانتان سختی بدهید و دست از آسان‌گیری و استفاده از اولین پیشنهادهایی به فکرتان می‌رسد، بردارید. غزل همان‌قدر که ساده است، مشکل هم هست بخصوص وقتی قرار است غزلی بگویید که در ذهن مخاطب ماندگار باشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.