توجه به ایرادات جزئی




عنوان مجموعه اشعار : آشفتگی
شاعر : محبوبه عبدالهی


عنوان شعر اول : آشفتگی
درون چشمهای تو زنی لرزان و گریان است
وجودش خالی از عشق و نگاهی که هراسان است

تو خود با چشم خود دیدی که دنیایی که او دارد
برای شعر گفتن هم کمی آرام و لغزان است

برایت شعر می گوید برایش شعر میخوانی
و این شیرین ترینِ قصه های تلخ هجران است

نگاهش لرزه می اندازد از هر سوی بر جانت
و این آشفتگی خاصیت گیسو پریشان است

درون خنده هاتان رعشه ای بیهوده می یابد
اگر عشق است این، معضل ترین اوضاعِ دوران است

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اولین برخورد با شعری که در قالب غزل اتفاق می‌افتد، حداقل برای من این است که در میان اینهمه غزلی که این روزها می‌خوانیم، این شعر چه چیز جدیدی برای عرضه دارد؟
دربارۀ این چیز جدید خیلی می‌شود حرف زد. گاهی این چیز جدید و این کشف تازه، تصویری تازه یافته است که شاعر خودش آن را کشف کرده و به مخاطبش عرضه کرده است، گاهی یک نحو بیانی تازه است، گاهی قافیه و ردیفی است که قبلاً کسی به سراغش نرفته و گاهی زنده کردن یک تصویر قدیمی با نگاه و برخوردی تازه است. از این منظر من کشف تازه و جانداری در این غزلی که شما سروده اید، ندیدم.
ممکن است بگویید مگر هر شعر تازه‌ای باید کشف تازه‌ای داشته باشد؟ خیلی شعرها امروز می‌خوانیم که نه تصویر تازه‌ای دارد، نه مضمون تازه‌ای و نه ... باید بگویم میان برخورد مخاطب حرفه‌ای و مخاطب عام با شعر تفاوت است. مخاطب حرفه‌ای را هرچه به او عرضه کنند، راضی نخواهد کرد و هدف اصلی شاعر باید این باشد که مخاطب سخت‌پسند را هم راضی کند، اگر این کار را توانست بکند، مخاطب ساده‌گیر و آسان‌پسند هم جذب می‌شود.
به نظرم مهمترین ایرادی که شعر شما دارد، ایراداتی است که در زبان شعر دیده می‌شود.
یکی از این ایرادات، انتخاب نکردن بهترین واژگان برای شعر است. شاعر باید در انتخاب واژه سختگیر باشد و بهترین و درست‌ترین واژه‌ها را برای شعرش برگزیند. این بیت را ببینید:
تو خود با چشم خود دیدی که دنیایی که او دارد
برای شعر گفتن هم کمی آرام و لغزان است
من متوجه نمی شوم که دو کلمۀ آرام و لغزان اینجا برای چه انتخاب شده است؟ بخصوص دربارۀ کلمۀ لغزان که قافیه هم قرار گرفته است، هیچ پیش زمینۀ قابل اتکایی در شعر ایجاد نشده است.
در این بیت هم:
برایت شعر می‌گوید برایش شعر میخوانی
و این شیرین ترینِ قصه های تلخ هجران است
احتمالاً منظور این بوده است که «این شیرین‌ترین بخش (یا مثلاً قسمت) قصه های تلخ هجران است» اما به دلیل وزن مجبور شده اید، بخشی از ساختار درست جمله را حذف کنید. این ایراد یعنی توجه نکردن به صورت درست نحوی و دستوری زبان معضل مهمی است که حتی گاهی معنا را تحت الشعاع قرار می‌دهد.
ببینید:
درون خنده‌هاتان رعشه‌ای بیهوده می یابد
اگر عشق است این، معضل ترین اوضاعِ دوران است
معضل‌ترین اوضاع دوران یعنی چه؟ معنا بازهم به دلیل تنگنای وزن بی‌دلیل پیچیده شده است. کمی دقت به این ایرادات کوچک، شعرتان را از این سطح ارتقا می‌دهد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محبوبه عبدالهی » شنبه 03 آبان 1399
با سلام و احترام بسیار سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.