فرم عقب‌تر از مضمون




عنوان مجموعه اشعار : حسرت
شاعر : بابک اخوان


عنوان شعر اول : تباهی
مثل نوری که به شب محو سیاهی ها شد
جان و تن روی زمین غرق تباهی ها شد
تا که ماهی شدم از خاک زمین دل کندم
تور صیاد شبی خانه ماهی ها شد

عنوان شعر دوم : قصه
لحظه های غمگین مادری رنجیده
روزهای پر غم مردمی خوابیده

باغبانی خسته از حضور خاشاک
آدمیت مُرده، غنچه ای در کولاک

خنده آویزان شد، با طنابی بر دار
ضجّه میزد انسان، خسته از این تکرار


قطره آبی تنها در بیابانی دور
قصه انسان شد در زمینی ناجور

شعر سرگردان شد غم به رویش آوار
*آی ای آدمها...*جمله‌ای بر دیوار

پای گل درگلدان، شعر من در زندان
مرگ بر این زندان مرگ بر این گلدان

خاک من خاکستر خانه را دشمن برد
مادری میگریَد،کودک از سرما مُرد

مادر بیمارم خسته ازاین بیداد
درسکوتی سگ کش یک جهان بی فریاد

سرزمین زخمی خورده از فرزندان
بوی نان پیچیده من ولی بی دندان

یک وطن صد ها غم مام میهن تنها
ما گسستیم از هم بین مان یک منها

شاید امروزم را با تو ای همدردم
شعرغمگین گفتم خنده پرپر کردم

هست فردایی هم شعر هم می ماند
قصّه ی فردا را چه کسی می خواند؟

عنوان شعر سوم : نقاب
احساس و عاطفه رویای خواب ماست
انسانیت فقط اسم کتاب ماست
با اینکه ظاهراً انسان و مومنیم
گرگی گرسنه در پشت نقاب ماست
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تلاش شما برای سرودن شعری که در آن رنج ها و دردهای بشر امروز بازتاب داده شده است، قابل ستایش است اما نکته در اینجاست که در برخی موارد فرم نتوانسته است همپای مضمون باشد و شاهد این هستیم که شعر از نظر ساختمان کلمات و زبان دچار افت‌هایی شده است.
در شعر، انتخاب بهترین واژگان یک عنصر مهم است و شاعری که بتواند کلمه‌ای در شعر انتخاب کند که بیشترین بهره‌های معنایی و موسیقیایی از آن ببرد، موفق‌تر است. این اتفاق گاهی در شعر شما رخ نداده است برای مثال در این بیت:
قطره آبی تنها در بیابانی دور
قصه انسان شد در زمینی ناجور
واژه ناجور، کلمۀ خوبی نیست چرا که هم بسیار خنثی است و هم از نظر معنایی چیزی به شعر اضافه نمی‌کند.
در پاره‌ای از موارد نیز بخاطر رعایت وزن مجبور شده‌اید، زبان را فدا کنید. برای مثال:
شعر سرگردان شد غم به رویش آوار
«آی ای آدمها...»جمله‌ای بر دیوار
در این شعر اگر منظورتان اشاره به شعر معروف نیماست؛ شعر نیما «آی آدمها»ست و شما برای پر کردن وزن مجبور شده اید یک «ای» هم به عنوان شعر اضافه کنید که خود همین «ای» حشو است چرا که قبلاً یک حرف ندا وجود دارد.
در این بیت هم:
سرزمین زخمی خورده از فرزندان
بوی نان پیچیده من ولی بی دندان
صورت درست باید «سرزمین زخم خورده از فرزندان» می‌بود اما شما بازهم برای رعایت وزن، صورت درست زبانی را تغییر داده‌اید که باعث افت زبان شده است. یا مثلاً در این مصرع:
احساس و عاطفه رویای خواب ماست
معنا کامل بود وقتی می گفتید: احساس و عاطفه رؤیای ماست. چرا که رؤیا با خود خواب را هم به همراه داشت و ترکیب رؤیای خواب، ترکیبی است که بخشی از آن کاملاً اضافه است.
دربارۀ سؤالی که در خصوص وزن کرده اید، این ایراد درست است. از آنجایی که حرف عین در تلفظ به صورت کامل ادا می‌شود، استفاده از اختیار چسباندن آن به صورت تلفظ الف ایراد محسوب می‌شود اگرچه این ایراد در شعر امروز چنان زیاد است که حساسیت‌ها درباره اش کم شده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۲
بابک اخوان » دوشنبه 17 آذر 1399
درود بر شما جناب شفاعی عزیز ممنونم از وقتی و که برای نوشته ی بنده گذاشتید نکات مهمی از شما آموختم که به اونها توجه نکرده بودم فقط یک نکته مصرع (رویای خواب ماست) درستش این بود (احساس و عاطفه در قاب خواب ماست) وبقیه نوشته متاسفانه نمیدونم به چه علت نوشته بودم رویای خواب حالا نمیدونم اگر این نکته رعایت شده بود آیا مشکل تا حدی درست میشد یا نه؟
آرش شفاعی » جمعه 21 آذر 1399
منتقد شعر
بله این صورت از شکل قبلی بهتر است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.