غفلت از تصویرسازی




عنوان مجموعه اشعار : دنیای رویایی
شاعر : محمد ولیزاده


عنوان شعر اول : دنیای رویایی
امروز جهان بدون جنگ است
هر گوشه نوای ساز و چنگ است
زین پس نه گلو طناب است
یا دل ز خطا سیاه و تنگ است
دیگر نه دلی شکسته بینیم
یا بودنِ پیشِ یار ننگ است
اینک همه خوب و شادمانیم
نی جای خطا و جای مَنگ است
بر جای سگال روبَهانه
بنشسته کسی که چون پلنگ است
امروز جهان سرای خوبیست
بر کامِ سپاهِ غم شَرَنگ است
بشنو ز «رسا» که زین پس اینجا
سبزست و سفید و سرخ رنگ است


عنوان شعر دوم : نگارا
ز رویت رو نگردانم نگارا
نه بی سر کن نه بی سامان دلم را
هنوز از درد هجرانت غمینم
بگو تا کی کشم من این جفا را
شبی بر بام رویایم کشاندی
به رخسارم ز غم اشکی نشاندی
گمانم تن ز بویت گر گرفته
به دل از دیده ات آتش فشاندی
به پیمانت قسم من مست مستم
همان دلداده ای بودم که هستم
لبت آتش دو چشمانت چو ناوک
زدی تیری به دل اما نرستم
قدح پرکن ز اشکانت بنوشم
ز این دم تا ابد در غم بجوشم
که شاید یک نظر بر من نمایی
ببینی من ز مهرت در خروشم
شبانگاهان زنم زخمه به مویت
شوی دلبر شوم رسوا به کویت
بلرزانی «رسا» را گر به آهی
ولی لب را نگیرم از سبویت

عنوان شعر سوم : حَرَم دار
نگاهش غرق راهی بی نهایت
به راهی پر ز دشمن پر ز نفرت
ولی دل شاد و لب خندان و بی غم
به لب دارد نوایی پر صلابت
نوایی جنس ایمان و اراده
نوایی کربلایی جنس قربت
شرف معنی گرفت است از مرامش
به مردی داده معنی، داده عزّت
ندارد ترس و بیمی در دلش جا
حقارت را ندارد تاب و طاقت
کند پاس از حرم تا پای جانش
به پیمانی که دارد با ولایت
زمین شرمنده از این ظلم و کینه
زمان دلخسته از آلام و حسرت
ز سر تا پا به فرمانست و حاضر
ندارد بر دلش ره بیم و وحشت
به سر دادن، دفاع از خاک جانان
به کف بنهاده جان را با شهامت
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعرهای «محمد ولیزاده» بی بر و برگرد از نظر زبان آوری قابل تحسین است. او زبانی فاخر دارد و بر به کاربردن این زبان تسلطی قابل توجه دارد. باید به او تبریک گفت ولی باید تأکید کرد که او هنوز راهی دراز در شعر دارد. از این دوست شاعرمان می پرسم اگر خودش شعری از شاعری بخواند که هیچ کشف تازه و تصویر قابل توجهی در آن نباشد، اینچنین شعری را با علاقه و اشتیاق می خواند؟ در سه شعری که از این دوست شاعرمان می خوانیم، او توانسته است به ما نشان دهد که در زبان آوری و تکرار آنچه شاعران گذشته بیان می کرده اند، تبحر دارد اما سوال اینجاست که محمدولیزاده در این بین کجاست؟ آیا اگر اسم شاعر را برداریم، کسی متوجه می شود که شاعری در سال 1396 هجری شمسی این شعر را سروده است و با دستگاه رایانه آن را تایپ کرده است و به وسیلۀ اینترنت برای ما فرستاده است؟ زبان، لحن، تصاویر و حرف هایی که در این شعر می خوانیم چه نسبتی با روزگار شاعر دارد؟ آیا اگر شاعر پانصد سال قبل به دنیا آمده بود، همین گونه و با همین زبان حرف نمی زد و شعر نمی گفت؟
ما در سه شعری که از شاعر می خوانیم، یک تصویر تازه که حاصل کشف و توانایی های شاعرانۀ شاعر باشد نمی بینیم. این گفته به آن معنی نیست که شاعر، توانایی و قدرت لازم و استعداد سرودن را ندارد بلکه به این دلیل که تمامی توجه شاعر به سمت زبان آوری متوجه شده است، از تصویرسازی غفلت کرده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
محمد ولیزاده » 11 روز پیش
بسمه تعالی با سلام و احترام بسیار متشکرم جناب آقای شفاعی، نقد شما به جا بوده و باعث افتحار بنده ست که شعر من درخور نقد و توجه حضرتعای بود. امیدوارم بتوانم با رفع نواقص مطرح شده، در دفعات بعدی قویتر ظاهر شوم. ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.