توجه به ترکیب سازی



عنوان مجموعه اشعار : قبا
عنوان شعر اول : باروت
باروت و تفنگیم ؛ اگر خوب ببینی
آماده ی جنگیم؛ اگر خوب ببینی


با دامن آلوده به پای تو نشستیم
ما لکه ی ننگیم ؛ اگرخوب ببینی


با شیشه ی احساس تو برخورد نکردیم
هرچند که سنگیم ؛ اگر خوب ببینی


مرداب پریشانی ما ماه ندارد
افسوس پلنگیم؛ اگر خوب ببینی


آتش زده آه دل ما شهر شما را
آه دل تنگیم؛ اگر خوب ببینید


عنوان شعر دوم : جنون
به دریا می رسانی با نگاهت، شوق رودم را
عدم پیمای مطلق می کنی بود و نبودم‌ را


بسوزانم در این آتش که تقدیرم تماشایی ست
بسوزان و ببین رقص جنون آمیز دودم را


مرا بی اختیار از قالب دنیا رهایم کن
به هم می ریزد امکانت، همه حد و حدودم را


قبای روزگار اندازه ی روح بلندم نیست
اگرچه با پریشانی ببافد تار و پودم را


تو تنها هاتف آواز تنهایی این مردی
به تردید عجیبی مبتلا کردی شهودم‌ را


عنوان شعر سوم : بی ایمان
در به در در پی تقدیر دویدیم که چه؟
یوسفانه پی تعبیر دویدیم که چه؟


"پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت"
پی هر خانقه و پیر دویدیم که چه؟


رکعت چندم ما بود مسلمانی مان؟
پشت هر خطبه و تکبیر دویدیم که چه؟


...معنی بغض شبانگاه نمی دانی چیست
پا به پای دل دلگیر دویدیم که چه؟


پرسش آخر این شعر همین بوده و بس...
در به در در پی تقدیر دویدیم که چه؟
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شما بالقوه شاعر خوبی هستید و این از همۀ سروده هایتان مشخص است، ضمن اینکه از شعرهایتان می‌شود فهمید که مطالعات خوبی هم در ادبیات و شعر داشته اید و این امر هم به شعر شما در آینده کمک خواهد کرد.
با توجه به تجربۀ نه چندان زیادی که در شعر داشته اید، حدّی از ضعف های زبانی و تصویری در شعرهایتان طبیعی است و از این منظر گفتن برخی ایرادات، با تأکید بر این نکته است که این ایرادات کاملاً طبیعی است و در سیر تجربه اندوزی هر شاعری روی می‌دهد.
دربارۀ شعر نخست، مهمترین ایرادی که به نظر من بر شعر وارد است، خنثی بودن بیش از حد ردیف است. ردیف در شعر حضور دارد اما نقش معنایی جدی یی بازی نمی کند. احساس می‌شود جملاتی مانند اگر خوب ببینی را می‌شود به هر جمله‌ای اضافه کرد (یا نکرد) بدون اینکه به معنا آسیبی برسد. ببینید:
باروت و تفنگیم ؛ اگر خوب ببینی
آماده ی جنگیم؛ اگر خوب ببینی
خودتان هم متوجه شده اید که ردیف برای روی پا ماندن یک غزل، توان لازم را ندارد اما در پایان شعر، این ردیف خنثی جایش را به یک ردیف خنثای دیگر داده است و به نظر می‌رسد تکنیک استفاده شده در پایان بندی، کمکی به شعر نکرده است.
دو نکتۀ دیگر هم شاید بد نباشد دربارۀ شعرهایتان بگویم. یکی اینکه از ترکیب‌های ذهنی و کلی تا می توانید فاصله بگیرید:
عدم پیمای مطلق می کنی بود و نبودم‌ را
در شعر امروز دیگر این ترکیب‌ها جایی ندارد و به جز اینکه شعر شما را به قرن یازدهم و دوازدهم هجری پرتاب کند و زبان بیدل را به مخاطب یادآوری کند، فایده‌ای ندارد.
نکتۀ دیگر اینکه در چنین مصرع‌هایی توجهتان به زبان باشد:
مرا بی اختیار از قالب دنیا رهایم کن
در این بیت مرا و ضمیر میم نمی‌توانند در کنار هم باشند و یکی از این دو، حشو است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
مشهود گودرزی نژاد » یکشنبه 23 آذر 1399
درود جناب شفاعی ممنون از توجه و محبتتون چشم حتما اصلاح می گردد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.