میزان خلاقیت شاعران در آثار مذهبی




عنوان مجموعه اشعار : مرد یک تصمیم
شاعر : علی زیوری


عنوان شعر اول : مرد یک تصمیم
مرد یک تصمیم
در وصف درون طوفانی حر بن یزید ریاحی؛ در هنگام تصمیم گیری برای ماندن در سپاه یزید یا رفتن به سوی حسین (ع):
باد بود و باد؛
در روان،شورش به پا ، در جان ،غمِ اولاد بود
باد بود و باد؛
شور یک تردید
هر زمان افزون و در تشدید
لزره افتاده به جان سرو ، همچون بید
حمله ی تشویش
از پس و از پیش
زهرِ آن چون مارِ افعی، نیش
در هراس از مبتلا گردیدنِ الحاد
ترس از این که کی گذارد
بر جبینش روزگاران
مُهرِ قوم عاد؟
باد بود و باد؛
***
مردِ ما ، در گردش خورشید
دورتر از ماه و از ناهید
دوردستِ دور را می دید
مردِ بی پروای چون اوتاد
دغدغه در دل نشسته؛فکرِعدل و داد
باد بود و باد؛
***
ازدحامِ فکرها پیچیده چون پیچک
در تن شمشاد
بردگی،بنهاده بر آزادِ مادرزاد
باد بود و باد؛
***
مردِ ما را داده مادر، نیکخواهی ، یاد
خواهد از او در چنین روزی، حقیقت،یاری و امداد
باد بود و باد؛
***
"مردِ یک تصمیم"
ناگهان از جان،نهیبی زد بدونِ بیم
بر بهانه، بر سر وسواس،
بردلِ خوش به طلا و سیم
کند از ریشه تمام غده ی بد خیم
در رگِ او انقلابی گشته بود ایجاد
مادر از او شاد
باد بود و باد؛
***
دور کرده،مردنِ از جبر
مرگ، بگزیده به سعی و صبر
پای بر خاک و سرِ عزت به روی ابر
روزگاران،این حماسه بسپرد در یاد
باد بود و باد؛
***
بوی توبه آمد از این نای، این آهنگ
این دلِ ظاهر به سانِ سنگ
نرم گشته نرم ، چون بالنگ
این ندیده رنگ پیری ، رنگ فصل، زرد
در شهامت، یکه تاز و فرد
این بزرگا مرد
این بزرگا مرد
می نشیند این همه گرد و غبارِ راه
این گِل و لایِ زلالی کاه
می شود پیدا زپشت ابر ، مهر و ماه
"مرد یک تصمیم"
قابل تکریم
او که بر ظلمت نمی آرد سر تسلیم
جانِ تاریخ از چنین همت بماند شاد
نیکمردِ راد
باد بود و باد؛
باد بود و باد.
سراینده : علی زیوری





عنوان شعر دوم : مرد یک تصمیم
مرد یک تصمیم
در وصف درون طوفانی حر بن یزید ریاحی؛ در هنگام تصمیم گیری برای ماندن در سپاه یزید یا رفتن به سوی حسین (ع):
باد بود و باد؛
در روان،شورش به پا ، در جان ،غمِ اولاد بود
باد بود و باد؛
شور یک تردید
هر زمان افزون و در تشدید
لزره افتاده به جان سرو ، همچون بید
حمله ی تشویش
از پس و از پیش
زهرِ آن چون مارِ افعی، نیش
در هراس از مبتلا گردیدنِ الحاد
ترس از این که کی گذارد
بر جبینش روزگاران
مُهرِ قوم عاد؟
باد بود و باد؛
***
مردِ ما ، در گردش خورشید
دورتر از ماه و از ناهید
دوردستِ دور را می دید
مردِ بی پروای چون اوتاد
دغدغه در دل نشسته؛فکرِعدل و داد
باد بود و باد؛
***
ازدحامِ فکرها پیچیده چون پیچک
در تن شمشاد
بردگی،بنهاده بر آزادِ مادرزاد
باد بود و باد؛
***
مردِ ما را داده مادر، نیکخواهی ، یاد
خواهد از او در چنین روزی، حقیقت،یاری و امداد
باد بود و باد؛
***
"مردِ یک تصمیم"
ناگهان از جان،نهیبی زد بدونِ بیم
بر بهانه، بر سر وسواس،
بردلِ خوش به طلا و سیم
کند از ریشه تمام غده ی بد خیم
در رگِ او انقلابی گشته بود ایجاد
مادر از او شاد
باد بود و باد؛
***
دور کرده،مردنِ از جبر
مرگ، بگزیده به سعی و صبر
پای بر خاک و سرِ عزت به روی ابر
روزگاران،این حماسه بسپرد در یاد
باد بود و باد؛
***
بوی توبه آمد از این نای، این آهنگ
این دلِ ظاهر به سانِ سنگ
نرم گشته نرم ، چون بالنگ
این ندیده رنگ پیری ، رنگ فصل، زرد
در شهامت، یکه تاز و فرد
این بزرگا مرد
این بزرگا مرد
می نشیند این همه گرد و غبارِ راه
این گِل و لایِ زلالی کاه
می شود پیدا زپشت ابر ، مهر و ماه
"مرد یک تصمیم"
قابل تکریم
او که بر ظلمت نمی آرد سر تسلیم
جانِ تاریخ از چنین همت بماند شاد
نیکمردِ راد
باد بود و باد؛
باد بود و باد.
سراینده : علی زیوری





عنوان شعر سوم : مرد یک تصمیم
مرد یک تصمیم
در وصف درون طوفانی حر بن یزید ریاحی؛ در هنگام تصمیم گیری برای ماندن در سپاه یزید یا رفتن به سوی حسین (ع):
باد بود و باد؛
در روان،شورش به پا ، در جان ،غمِ اولاد بود
باد بود و باد؛
شور یک تردید
هر زمان افزون و در تشدید
لزره افتاده به جان سرو ، همچون بید
حمله ی تشویش
از پس و از پیش
زهرِ آن چون مارِ افعی، نیش
در هراس از مبتلا گردیدنِ الحاد
ترس از این که کی گذارد
بر جبینش روزگاران
مُهرِ قوم عاد؟
باد بود و باد؛
***
مردِ ما ، در گردش خورشید
دورتر از ماه و از ناهید
دوردستِ دور را می دید
مردِ بی پروای چون اوتاد
دغدغه در دل نشسته؛فکرِعدل و داد
باد بود و باد؛
***
ازدحامِ فکرها پیچیده چون پیچک
در تن شمشاد
بردگی،بنهاده بر آزادِ مادرزاد
باد بود و باد؛
***
مردِ ما را داده مادر، نیکخواهی ، یاد
خواهد از او در چنین روزی، حقیقت،یاری و امداد
باد بود و باد؛
***
"مردِ یک تصمیم"
ناگهان از جان،نهیبی زد بدونِ بیم
بر بهانه، بر سر وسواس،
بردلِ خوش به طلا و سیم
کند از ریشه تمام غده ی بد خیم
در رگِ او انقلابی گشته بود ایجاد
مادر از او شاد
باد بود و باد؛
***
دور کرده،مردنِ از جبر
مرگ، بگزیده به سعی و صبر
پای بر خاک و سرِ عزت به روی ابر
روزگاران،این حماسه بسپرد در یاد
باد بود و باد؛
***
بوی توبه آمد از این نای، این آهنگ
این دلِ ظاهر به سانِ سنگ
نرم گشته نرم ، چون بالنگ
این ندیده رنگ پیری ، رنگ فصل، زرد
در شهامت، یکه تاز و فرد
این بزرگا مرد
این بزرگا مرد
می نشیند این همه گرد و غبارِ راه
این گِل و لایِ زلالی کاه
می شود پیدا زپشت ابر ، مهر و ماه
"مرد یک تصمیم"
قابل تکریم
او که بر ظلمت نمی آرد سر تسلیم
جانِ تاریخ از چنین همت بماند شاد
نیکمردِ راد
باد بود و باد؛
باد بود و باد.
سراینده : علی زیوری
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
آیین مجموعه ای نظام مند از آداب و رسوم است که در سنت یک قوم یا ملت یا مذهب یا جامعه ای مقدس پنداشته می شود. آنچه که در جامعه امروز به اسم شعر آیینی برداشت می شود تنها مضامین و نشانه ها و اشارات به سیره اهل بیت است و با این تعریف مضامینی چون نوروز، چهارشنبه سوری، یلدا، و... نیز زیر مجموعه آیین قرار می گیرند. بهتر است شعرهایی با مضمون اسلام، اهل بیت و امور پیرامون آن آثار مذهبی و دینی نامگذاری شوند. در شعر دینی و مذهبی مدح کردن بسیار باب است و به نحوی در کنار ثبت تاریخ و یادآوری وقایع رخ داده پیرامون موضوع قرار می گیرد. چرا که خیال پردازی در نوشته های این حوزه کاری بس دشوار همچون قدم برداشتن بر لبه تیغ است. با این مقدمه می توان گفت اثر ارسالی شعری مذهبی است زیرا به وقایع پیرامون واقعه عاشورا اشاره دارد و ما با بیان روایت حر مواجه هستیم. در این اثر دو مساله قابل ذکر است اول آنکه باید یافت که نوآوری شاعر و خلاقیت وی چه بوده است و شاعر چقدر سهم از قدمت این گونه شعر بدست آورده ؟ آیا تنها یک روایت گر است ؟ همچنین باید یافت که موسیقی بیرونی اثر و شکل نسبتا منظوم سطرها آیا کارکردی فراتر از کار کرد شعر سپید به اثر داده است؟ شاعر باید مبحث منظومه را نیز در اثرش خوب بشناسد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.