مثل یک ماهی...




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : سیّده سمیه انجوی نژاد


عنوان شعر اول : .
مثل یک ماهی که ناغافل به تور افتاده است
روحم از دریا به یک تنگ بلور افتاده است
بعد از عمری ماجراجویی درون آبها
در تهِ یک شیشه از امواج دور افتاده است
آنقَدَر دور خودش چرخیده در یک جای تنگ
بی تفاوت گوشه ای از شرّ و شور افتاده است
با همه رؤیا که در سر پروراند از سادگی
اینچنین دور و جدا و بی عبور افتاده است
درسرش رودی تصور داشت او هنگام صید
یک‌ وجب جا گوشه ای تاریک و کور افتاده است
روح من را برده در دریا و آزادش کنید
توی زندانی غریب و بی غرور افتاده است

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اگر بخواهم نظر کلی درباره شعر شما بدهم، این است که شعرتان امیدوارکننده است و نشان دهندۀ این که راهی روشن در برابرتان هست. رعایت درست و هوشمندانۀ محور عمودی در شعر و استفاده از تصویرهای متکی بر ذهن خیال پرداز خودتان، نکتۀ مثبتی دربارۀ شعر شماست که حتماً باید این ویژگی‌های خوب و مثبت را در شعرهای آینده حفظ و تقویت کنید.
منتها زبان شعر شما به اندازۀ تخیلی که در سروده‌تان وجود دارد، کم ایراد نیست. البته این ایرادات به نظر من طبیعی است و در مسیر پیشرفت شما در سرودن، از میان خواهد رفت. اما بد نیست به برخی ایرادهای سروده‌ای که از شما به دستمان رسیده است، اشاره کنم.
در این بیت:
بعد از عمری ماجراجویی درون آبها
در تهِ یک شیشه از امواج دور افتاده است
با توجه به اینکه فضای شعر مشخص می‌کند که دربارۀ چه چیزی صحبت می‌کنید و با ارجاع به بیت قبلی، عبارت «درون آبها» حشو است چرا که مشخص است ماهی ناغافلی که در تور افتاده است، درون آبها ماجراجویی می‌کرده است و امروز در تنگ اسیر افتاده است. حتی اشاره به امواج در همین بیت هم استفاده از این عبارت را بی دلیل کرده است.
یا در این مصرع:
اینچنین دور و جدا و بی عبور افتاده است
عبارت بی عبور در این مصرع، بی وجه به نظر می‌رسد. اگر حرف از جاده یا مسیری برای عبور و مرور بود، شاید این عبارت درست بود اما در صورت فعلی، دلیلی برای آن نیست.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.