توليد همه از هيچ




عنوان مجموعه اشعار : اعتراف
شاعر : مهدی اشرف نیا


آمدن ها، آشفته‌ و مبهم
لبخند، بهانه ی صداقت
خیانت از دیوار مهر آهسته بالا می رود
چه جسارتی؟...
روی در روی آینه
خاطرات عاشقانه را مرور تلخ دارد
تلخ هایی به ظاهر شیرین
اقرار چشمانِ خیس؛
بر نبایدهای تیره، بایدهای سپید
عکس های نیم سوز
که دیگر کافیست؛
به قهقرا بردنِ حرمت عشق
وعده ی تمامِ دیدار های نا تمام.
دیگر کافیست...
زیرو رو کردنِ خاکستر زندگی
که سخت می توان
از انبوه نا گفته های سرد
حرف کشید.
و زیر آوارهای معصومیتِ جدایی
با دستان قندیل بسته ی نفرت
پیکر سراپا تقصیرِ احساس را در آغوش گرفت.
آری، جسارت می خواهد
این همه حرف و حدیث.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
بر اين شعر بيش از آن كه روح و روان شعر حكمفرما باشد، اسلوب نثر و اشكال احساس نويسي غلبه دارد. شعر با سيلابي از تركيب هاي كم توان و كليشه اي آغاز و به همين رويه ملال آور تا پايان شعر ادامه مي يابد. در واقع شاعر تلاش كرده است خلاء انديشه و فقدان زيباشناختي شعر خود را با مشغول كردن ذهن مخاطب به رمزگشايي از تركيب هاي متعدد پوشش دهد. بايد قبول كرد كه مخاطب اندك شعر امروز، از چنان تجربه و توانشي برخوردار هست كه سطوري مثل « خيانت از ديوار مهر آهسته بالا مي رود» را بي توجهي به فهم و دانش ادبي خود بداند. براي مثال و براي آشنايي با تمايز در اجراي شعر يك بند از اين شعر را با ترجمه اي از شعر مارگوت بيگل شاعر آلماني تطبيق مي دهيم:
ديگر كافي است/ زیرو رو کردنِ خاکستر زندگی/که سخت می توان/ از انبوه نا گفته های سرد/ حرف کشید. (اشرف نيا)
سكوت سرشار از ناگفته هاست (مارگوت بيگل)
شعر توليد همه از هيچ است و اگر قرار باشد قطاري از كلمات و عبارات به كمك ما بيايند تا معنايي اندك را ابراز كنيم كه اتفاقي نيفتاده است. توان شاعر در اعجاز اختصار است و آن چه در اين شعر بي محابا بدان توجهي نشده است همين تطويل شعر و ملال آوري تركيب هاي شعر است. براي نمونه يك بند از اين شعر از بار سنگين تركيب آزاد مي كنيم ببينيم آيا اين همه تاكيد و اصرار ضرورت داشته است يا خير؟
الف) زیر آوارهای معصومیتِ جدایی/ با دستان قندیل بسته ی نفرت/ پیکر سراپا تقصیرِ احساس را در آغوش گرفت
ب) آوار جدايي/ به نفرت/ پيكر احساس را در آغوش گرفت...
كه البته مي شد سطر آخر را نيز خلاصه تر كرد اما به جهت اين كه هم رويه شعر حفظ شود و هم شاعر با خلاصه نويسي در سطور آشنا شود بيش از اين تغييري صورت نگرفت.
به نظرم شاعر بايد عادت كند در هنگام نگارش شعر از نمايي بالاتر به لحظه ي اتفاق شعر نگاه كند و خود را درگير كم ضرورت ها و اتفاقات حاشيه اي پيرامون اصل ماجرا نكند. هر چقدر اين ارتفاع به درستي تنظيم شده باشد آن چه كه بايد به چشم بيايد خواهد آمد و آن چه كه نبايد از نظر دور خواهد ماند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.