امان از حشو




عنوان مجموعه اشعار : مجموعه شعر۱۵
شاعر : مریم خان آبادی آرانی


عنوان شعر اول : -
همیشه هست کمی هم چراغ ،همراهم
مگر که سبز شود کلبه ای سر راهم

ببین جدید ترین نقشه ی جهان این است
عبور می کند از بین من گذرگاهم

اگر نرفته ترین رهگذر منم اما
هزار شکر ،به رنج مسیر آگاهم

نرفته، از دهن آشیانه افتاده
چقدر جوجه ی گنجشک بر سر راهم!

در این سیاهه ی شب نام، اسم من باقی ست
که حامیِ پروپا قرص ِکامل ماهم

چقدر سایه ی بوسه _نمرده _می بینم
که بعد ِمرگِ من افتاده بر قدمگاهم

چگونه از سر خود واکند جهان ،آخر
مرا که سرنخی از این کلافه ی آهم؟







عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر شما در مجموع شعری خوب و خواندنی است بخصوص وقتی بیت‌هایی مثل این را می‌شنویم که در آن شاعر توانسته است از ظرفیت‌های زبانی به خوبی و به شکلی حرفه‌ای و هنرمندانه استفاده کند:
در این سیاهه ی شب نام، اسم من باقی ست
که حامیِ پروپا قرص ِکامل ماهم
توجه همزمان شما به نسبت زبانی میان قرص و ماه، در کنار اصطلاح حامی پر و پا قرص ( که البته معمولاً طرفدار پر و پا قرص در زبان رایج است) نشان دهندۀ این است که می‌شود در شعر شما منتظر اتفاقات تازه و سروده های بهتر و دقیق تری بود.
این حد از توجه به زبان در تمام شعر وجود ندارد بخصوص اینکه گاهی حشو به زبان شما راه یافته است. مثلاً واژۀ «هم» در این بیت که بیت نخست و مطلع شعر هم هست، کاملاً حشو است و سلامت زبانی شعر را به هم زده است:
همیشه هست کمی هم چراغ ،همراهم
مگر که سبز شود کلبه‌ای سر راهم
یا در بیت یکی مانده به پایانی که این ایراد شدیدتر شده است. در این بیت:
چقدر سایه‌ی بوسه _نمرده _می بینم
که بعد ِمرگِ من افتاده بر قدمگاهم
تأکید شما بر اینکه بعد از مرگ شما اتفاقی افتاده است (دور از جان!) تأکید بر واژۀ نمرده را در مصرع اول بیت بی دلیل کرده است. اگر واژۀ نمرده را برداریم بیت از نظر معنا روان تر و بهتر هم می‌شود. مشکل در وزن بوده است که خواسته‌اید چاله ای را که در وزن ایجاد شده است، پر کنید اما ناخودآگاه دچار حشو شده‌اید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.