بخوانید و تمرین کنید




عنوان مجموعه اشعار : غم زندگی یِ من
شاعر : سید رضا محمود هاشمی


عنوان شعر اول : مثنوی
من بیابان در زبان معنا شدم
باز هم در جمع من تنها شدم

خواه یا ناخواه من....هی...بی کسم
چون خدا تک هستم و دل واپسم

می گریزم از مکافاتی که هست
لیک افتادم در این مرداب پست

هر چه میکوشم رها یابم ز این
غوطه ور من میشوم ای نازنین

سینه ام پر است از این ناله ها
آه از این درد از غم از بلا

رنج تنهایی مرا آزرده کرد
وای از این غم مرا افسرده کرد

ای خدا طاقت ندارم خسته ام
شیشه ام از سنگ خوردن خسته ام

من رهایم چون پرنده های فرد
میکشم سختی یِ تنهایی یِ سرد

عنوان شعر دوم : 4
من در خیال شعر تو ها... چیستم
انسان رفیق یا که خدا کیستم

هیهات این دلم غزلت را بخواند
دیدم درون شعر تو من نیستم

عنوان شعر سوم : سپید
از خود پرسیدم
هدف از شعر
از شور
از کلنجار با واژه
چیست؟؟
گفتم:شراب زندگی من است
موسیقی زندگی من است
نفس زندگی من است
جز شعر گفتن
هیچ نیستم......
نقد این شعر از : آرش شفاعی
نکاتی که دربارۀ شعر نخستتان بیان خواهم کرد قابل تسری به شعرهای دیگر هم هست و به دلیل رعایت اختصار تنها به شعر نخست می‌پردازم.
نخستین ایرادی و شاید مهمترین ایرادی که به شعر شما وارد است، سهل گیری‌ها و ایراداتی است که در زبان شعر دارید. این ایرادات در زبان، نتیجۀ طبیعی کم تجربگی است. زبان شعر حاصل مرارت، تمرین و مطالعه است و بدون روی هم جمع شدن تجربه های مختلف و زیاد در زبان و شعر سرودن حاصل نمی‌شود. اما اگر قرار بر این باشد که مطالعۀ شعر و نقد ادبی را سرسری بگیرید، این ایرادات با شما و شعرتان خواهد بود. از همان نخستین مصرع شعر شروع کنیم:
من بیابان در زبان معنا شدم
باز هم در جمع من تنها شدم
من بیابان در زبان معنا شدم یعنی چه؟ یعنی خواسته اید خود را به لحاظ تنهایی به بیابان تشبیه کنید؟ در این صورت نقش زبان و معنا شدن در این میان چیست؟ ضمن اینکه حتی اگر این ایراد را نادیده بگیریم، من در مصرع دوم کاملاً حشو و بی دلیل است و جز پر کردن وزن کاری نمی‌کند.
بیتی دیگر:
هر چه میکوشم رها یابم ز این
غوطه ور من میشوم ای نازنین
دوباره ضمیر من در این بیت حشو است. وقتی فعل می شوم در بیت هست، دیگر چه دلیل دارد دوباره من را هم بیاورید. نکتۀ دیگر اینکه رها یابم فعل غلطی است و باید صورت درست فعل یعنی رهایی یابم را استفاده کرد. به خاطر رعایت وزن، زبان را خراب کرده‌اید.
برخی ایرادات زبانی بخاطر وزن ایجاد شده است. مثلاً:
من رهایم چون پرنده های فرد
میکشم سختی یِ تنهایی یِ سرد
در این بیت، کلمه های پرنده ها، سختی و تنهایی باید به صورتی تلفظ شوند که با تلفظ درست آنها در زبان متفاوت است. جمع شدن این موارد در یک بیت باعث شده است، سطح کیفی بیت به شدت افت کند. ضمن اینکه تنهایی سرد یعنی چه؟ مگر تنهایی گرم هم داریم؟
از همه بدتر این بیت است که با سهل انگاری زیاد آن را نوشته اید:
ای خدا طاقت ندارم خسته ام
شیشه ام از سنگ خوردن خسته ام
در این بیت قافیه‌ای وجود ندارد. حتماً می‌دانید که خسته ام ردیف است و ندارم و خوردن هم با هم قافیه نمی‌شود. کاش یک بار خودتان شعرتان را با نگاهی ویراستارانه و منتقدانه می‌خواندید که این اشتباه فاحش در شعرتان راه نیابد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.