ظرفيت هاي در سايه مانده شعر نو




عنوان مجموعه اشعار : شعر نیمایی / هر که خواهد ببرد هرچه انار
شاعر : شادان شهرو بختیاری


عنوان شعر اول : شعر نیمایی / هرکه خواهد ببرد هرچه انار

.
.
این, مَنم,
گُمشده در رویا, من,..

این,مَنم ،..
با "اگر" و "آیا" ،..من.

اینکه بر روی زمین باشم سنگ,...
یا که پرواز کنم
,..مثل شاهین کبوترآهنگ,..
انتخابش, با من.

ای "من" از من بُرده..!

من, خودم میدانم,..
به زمین خوردنِ دل,...
اتفاقی بوده ست.

چَشم تو ,
,..یقه کِشان
,.. می کِشدم,
سَمت آن کوچه که پُر عطرِ اقاقی بوده ست
.
گهگُداری که خیال تو کِشد بر سَرِ احساسم دست.
از خودم می پُرسم,...
نسبتی آیا هست!
بین شعرِ من و روی تو و سُرخیِ گُلِ ابریشم,!!...

"حَسبت الله",
,..که جریان ساز است
خاطر روی تو در هاضمه ی اشعارم.

ساده گویم که به چَشمم, انگار
شَهدِ آمیخته با شَنگَرفی

دیرسالی ست که بر دل دارم
وَزنه ی,...
,.. لاشه ی
,.. سنگین حرفی.

کاش می شُد که بپُرسی از من,...
با عَلا زَنگیِ زُلفِ تو, چه کاری دارم

یا بپُرسی که چرا ...
بی هَوا,...
بی پَروا,...
,.. مَجنون وار
درخلیجِ خَمِ گیسویِ بلندت هر بار ,...
هَوَسِ موج سَواری دارم.؟

کاش می شُد که بپُرسی از من ,...
نسبتِ طبعِ تو با طُره ی پُر تابم چیست؟
یا بپُرسم از تو
شاعرِ چَشم فریبای تو کیست؟

من که با هر طپش مُژگانت ,...
شور در شعرِ تَرم ریخته ام
,..میدانم
آن که چَشمان تو را, میزده نقاشی کرد,..
آشنا با غزلِ سبکِ عَراقی بوده ست,.

باورم هست, تو را خواهم داشت,

باورم هست,...
سَرآخَر, روزی, ..
مثلِ میلادِ مَسیحایِ کرفسِ کوهی,..
در دلِ یخ زده ات , خواهم رُست.

باورم هست خودت را روزی,...
در دلِ نارِ شِکم پاره ی اشعار تَرم خواهی جُست.

ساوه ای ساخته ام در اشعار
ساوه ای, سایه حصار

بعدِ من , ای گلِ نارنج بهار
در نبودم بنویسن...
بر سرِ سنگِ مزار
هر که خواهد ببرد هرچه انار

با وجودی که نبودی به عنایت, پیشم.
زندگی, مثل تو زیباست برایم,
,.. وقتی
به تو می اندیشم.
.
.
شادان شهرو / تابستان 96 / شهریار
.
.

عنوان شعر دوم : /
/

عنوان شعر سوم : /
/
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
درك ضرورت به كار گيري يك شكل ادبي بايد با شناخت و اشراف مطالعاتي و تجربي مطلوبي باشد. قطعاً ظرفيت هاي شعر نيمايي و بايستگي هاي آن مد نظر شاعر بوده است كه اثر خود را در اين شكل ارائه نموده است اما براي بهره مندي مناسب و امكان توليد يك اثر ادبي اثرگذار مرور دوباره اين شكل و مولفه هاي آن پيشنهاد مي گردد. آن چه كه به نظر من علاوه بر شكل شناسي بايد شاعر آن بدان توجه كند تسلط بر حركت شعر در دو روال عينيت و ذهنيت مي باشد كه طبيعتاً وقتي اين اتفاق به درستي در شعر متجلي مي شود كه بتوان به درستي به فضاي آفرينش شعر تسلط داشت و آن را براي مخاطب بازآفريني نمود. آن چه در اين شعر به قوت و غلبه مشهود است فوران احساس و عاطفه شاعر است كه اين شور و شتاب باعث شده است شاعر كمتر به زيباشناختي شعر و ويرايش ادبي اثر دقت كند. براي اين كه بتوانم شاعر را به نمونه اي موفق رهنمون شوم چد سطر از دو شعر موفق در اين زمينه را گواه مي گيرم"
مانده از شب‌هاي دورادور/ بر مسير خامش جنگل/ سنگ‌چيني از اجاقي خرد،/اندرو خاكستر سردي./ همچنان كاندر غبار اندوده‌ي انديشه‌هاي من ملال‌انگيز/ طرح تصويري در آن هر چيز
داستاني حاصلش دردي./روز شيرينم كه با من آتشي داشت؛/ نقش ناهمرنگ گرديده/ سرد گشته، سنگ گرديده؛/ با دم پاييز عمر من كنايت از بهار روي زردي./ همچنان‌كه مانده از شب‌هاي دورادور/ بر مسير خامش جنگل/ سنگ‌چيني از اجاقي خرد/ اندرو خاكستر سردي. (نيما يوشيج)
در شبان غم تنهایی خویش/ عابد چشم سخنگوی توام/ من در این تاریکی/ من در این تیره شب جانفرسا/ زائر ظلمت گیسوی توام/ گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من/ گیسوان تو شب بی پایان/ جنگل عطرآلود/ شکن گیسوی تو/ موج دریای خیال/ کاش با زورق اندیشه شبی/ از شط گیسوی مواج تو من/ بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم/ کاش بر این شط مواج سیاه/ همه ی عمر سفر می کردم (حميد مصدق)
مقايسه شتاب زده يي هم مي تواند فضايي روشن در پيش روي چشم شاعر قرار دهد كه چگونه با ابراز شعرآفريني و به كارگيري زبان مناسب اثري را توليد كند كه هم در حافظه جمعي قرار بگيرد و هم بتواند مولفه هاي متمايز و خاص و منحصر به فرد داشته باشد.
مهمترين نكته اي كه در شعر آقاي بختياري بدان هيچ توجهي نشده است سلامت زبان و روال يكنواختي است كه مخاطب را به واسطه ي همين شلختگي زباني و آشفتگي هاي كلامي از ادامه ي همراهي با شاعر منصرف مي نمايد. پيشنهاد من به عنوان يك خواننده به شاعر اين است كه در بازنويسي اين شعر حتما جنبه اختصار را رعايت كند كه بيش از نيمي از اين شعر بازتوليد سطور بالاتر است و ديگر آن كه تلاش نمايد از زباني بهره ببرد كه بيشترين قرابت را با زمانه يشاعر و شكلي كه انتخاب كرده است دارا باشد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.