مخاطب شعر امروز به مثابه سهامدار بورس



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
امید از آفتاب هم مَدار؛ شهرِ بی‌پناه!
که کهربای عقربی‌ست، در خرابه‌های ماه...

هزار امیدِ پیش از اینَت -ای دیار غم!- چه شد؟
جسدجسد، روان به سیلِ خونِ چشمِ زابراه!

مَفَرّی از جهنمی که توست، نیست! جُسته‌اند؛
همان قبیلِ همچنان‌روان‌به‌سیلِ‌این‌گناه

شکسته‌اند نای‌ها در این سکوتِ مستمر
خَفیده‌اند چشم‌ها از این تراکمِ سیاه

کدام آفتاب؟ مُرد! بس کن ای سَبُک‌خیال
تو هم به مرگ خو بگیر، ای حیاتِ اشتباه

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
راستش را بخواهید برای درک معنای شعر شما به راستی مجبور شدم به فرهنگ فارسی عمید مراجعه کنم و آنجا بود که به معنی مصدر خفیدن پی بردم. این مصدر چنان غیر مستعمل است که خود مرحوم عمید تأکید کرده است: مصدر قدیمی.
در بیان معنای خفیدن آمده است: . عطسه ‌کردن. (مجازاً) آشکار شدن و شاهد مثالی هم برای خفیدن آمده است: چون بخفد صبح سعادت‌اثر / غالیه‌سا گردد باد سحر (منجیک: شاعران بی‌دیوان: ۲۲۷).
اما مرحوم دهخدا معناهای بیشتری برای این واژه احصا کرده است: نفس زدن، دم زدن؛ خفه شدن، سخت نفس کشیدن، نفس نفس زدن، سرفه کردن،طپیدن،عطسه کردن. و باز شاهد مثالی که او آورده است این است: و امیرالمؤمنین گفت : دنیای شما بنزدیک من ... از خفیدن بزی است بنزدیک خداوندش . (ابوالفتوح ج 1 ص 700).
حالا فرض کنیم که با معنایی که مرحوم دهخدا آورده است(سخت نفس کشیدن و نفس نفس زدن) بتوان معنایی برای مصرع:
خَفیده‌اند چشم‌ها از این تراکمِ سیاه
بتراشیم، این سوال مطرح است که آیا قرار است مخاطب خود را در یک مسابقۀ چیستان وارد کنیم تا با مراجعه به فرهنگ آنندراج و یادداشت‌های مرحومان دهخدا و عمید به معنای شعر ما دست یابد؟ فرض کنیم که چنین هم کردیم، مخاطبی در شعر معاصر هست که بتواند از این جنس جست و جوها برای شعر من و شما انجام دهد و تازه بعد از کشف و شهودی این گونه به مرحله‌ای برسد که باید از شعر لذت برد؟
فکر می کنید شاعرانی که از این ابهامات و سخت گویی‌ها و پیچیده گویی‌ها در شعرشان کم ندارند، به چه حاصلی رسیده‌اند؟ از دست دادن بخش بزرگی از مخاطبان شعر امروز. نمونۀ روشنش شعر علی معلم دامغانی که برای معنا کردن برخی بیت‌هایش چندین نفر مقاله نوشته اند و آخر هم باز برخی بیت‌های مثنوی‌های دهۀ هفتادش بی معنا مانده است. سعی کنید هرچه ممکن است این قفل و این ابهام را از زبان شعرتان بزدایید. مخاطب شعر امروز مثل سهامدار بورس است، تا کمی وضع برایش سخت بشود پا پس می‌کشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.