همیشه و هردم، مرده و زرد




عنوان مجموعه اشعار : درد قلم ۲۲
شاعر : سید احمدرضا فضیلت منش


عنوان شعر اول : پیکر سرد
ای ذکر ((حق° تبارکَ... اَحسنت))؛ روی لبم همیشه و هردم
رفتی و مدتی است؛ نداده...اشکم امان، اگرچه که مَردم

من آخرین طلوع تو بودم ،بعد از تو ابر غصه مرا کُشت
باران گریه خامشی ام داد، حالا غروبی از غم و دردم...

رفتی عزیز من؟ به سلامت؛ اما ببین چگونه خمیدم...
حُرم دلم ز داغ تو یخ کرد، آخر بگو که با تو چه کردم

آه ای بهار رفتنی من؛ عمرت مباد مثل وفایت
زیبای من قسم به خدایت...بعد از تو برگ مرده و زردم

یادت پس از تو مونس من بود ،آن هم رسید به لحظه رفتن
یک سر بزن به من که ببینی ؛عشقت درون پیکر سردم

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
تجربۀ سرودن غزل با اوزان بلند که معمولاً کمتر شاعران بخصوص شاعرانی با تحربه های نه چندان زیاد در عرصۀ سرودن، به دنبالش نمی روند؛ تجربۀ خوبی است و این شجاعت جای تحسین دارد.
البته هر تجربۀ تازه‌ای ممکن است به همۀ نتایج مورد نظر شاعر نرسد، گاهی در فضاهای جدید برای شاعر مضایقی پیش بینی نشده اتفاق می‌افتد که شاعر برای جبران آن مجبور به انتخاب هایی است که آن انتخاب‌ها باعث می‌شود شعر آسیب ببیند.
اولین و مهمترین اتفاقی که ممکن است در این گونه شعرها روی بدهد، حشو است. از آنجایی که وزن بلند است شاعر باید برای پرکردن این جاهای خالی کلمات بیشتری را به کار ببرد و مشخص است در مواردی هم این کلمات، تنها برای پرکردن وزن آمده باشند و نقشی در کامل کردن معنا یا تصویر نداشته باشند. منتها ایراد مهم این است که این ضعف در همان ابتدای شعر شما روی داده است و این مسأله باعث شده است، آسیب حشو به شعرتان، مضاعف شود:

ای ذکر ((حق° تبارکَ... اَحسنت))؛ روی لبم همیشه و هردم
رفتی و مدتی است؛ نداده...اشکم امان، اگرچه که مَردم

چنانکه مشاهده می کنید، استفادۀ همزمان از دو قید «همیشه» و «هردم» که هر دو یک معنا دارند، دلیلی ندارد و ایراد مهم حشو در زبان در همان شروع شعر به چشم می‌خورد.
اما این تنها جایی نیست که شما دچار این ایراد در شعرتان شده اید. این بیت را ببینید:

آه ای بهار رفتنی من؛ عمرت مباد مثل وفایت
زیبای من قسم به خدایت...بعد از تو برگ مرده و زردم

در اینجا هم وقتی می‌گویید برگ زرد، مشخص است منظورتان برگ مرده است و دیگر دلیلی ندارد برای مخاطب توضیح واضحات بدهید. در نتیجه در اینجا هم مرده و زرد برای برگ، یکی حشو محسوب می‌شود.
ایراد دیگری که در این گونه اشعار ممکن است خود را نشان بدهد، ایرادات وزنی است که بخاطر طولانی بودن وزن و سختی تقطیع برای شاعر، روی دادنش طبیعی است. مثلاً مصرع اول این بیت:
یادت پس از تو مونس من بود ،آن هم رسید به لحظه رفتن
یک سر بزن به من که ببینی ؛عشقت درون پیکر سردم
نکتۀ آخر اینکه بیت دیگری از شعر شما با کمی پیچیدگی همراه شده است. احتمالاً منظور شاعر این بوده است که عزیز من! داری می‌روی به سلامت ولی بیا ببین که من بدون تو چگونه خمیدم و «هرم» دلم از داغ تو یخ زد، اقلاً با خودت فکر کن و به من بگو که من با تو چه کرده ام (نوعی پشیمانی زبانی) اما شیوۀ بیان به گونه‌ای است که احساس می‌شود آخر بگو که.. از زبان راوی شعر و در ادامه ابراز ناله‌های قبلی باشد. به نظر می رسد کمی ساده تر کردن شعر و عدم اصرار بر بیان حرف‌های زیاد در فرصت کم به شما اجازه می‌دهد، مقصود و منظورتان را راحت تر بیان کنید.
رفتی عزیز من؟ به سلامت؛ اما ببین چگونه خمیدم...
حُرم دلم ز داغ تو یخ کرد، آخر بگو که با تو چه کردم

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سید احمدرضا فضیلت منش » شنبه 11 بهمن 1399
بنام خدا سلام ممنونم از لطف و دقت نظرتان ...سلامت باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.