گام اول




عنوان مجموعه اشعار : آفتاب سرد
شاعر : محمدحسن رضایی


عنوان شعر اول : عشق
در نگاه تو کمی عشق پدیدار شده است
و در این خانه کسی با دل من یار شده است
تو چنان در من و قلبم زده ای خیمه چو ماه
مثل فرهاد که با کوه گرفتار شده است
گفته بودم که دمی با من تنها بنشین
و بگو از دل خود کز همه بیزار شده است
تو نگفتی که غمی در دل تو پنهانست
و همین باعث دردیست که سربار شده است
درد من با غم تو چند برابر شده است
مثل وقتی که کسی با دگری یار شده است

عنوان شعر دوم : تک بیت
آنکس که با تو انس گرفته است عاشقی است
که در نماز خویش تو را سجده میکند

عنوان شعر سوم : تک بیت
من ناخدای کشتیِ در گل نشسته ام
اینجا کسی شبیه تو دریا نمیشود
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
برای شاعر بیست و سه ساله‌ای که در ایران زندگی نمی‌کند و وزن شعر را از استادان محیط مجازی آموخته و این اولین غزل است که سرایش آن را تجربه می‌کند، جز دست مریزاد و آرزوی موفقیت نمی‌توان نوشت. شاعر بی‌تردید می‌داند که گام در مسیری گذارده است که پایانی برای آن متصور نیست. مسیری که برای حرکت در متن آن، باید با جان و دل و تمام و کمال در لحظه لحظۀ آن حاضر بود. باید بسیار خواند، خوب نگاه کرد و با تجربه‌های شگفتِ زیستن ارتباطی دائم داشت. خواندن شعرهای سالم و ممتاز، اعم از شعرهای شاعران کهن و شاعران امروز، مهم‌ترین کلاس برای آشنایی با عناصر و زوایای گوناگون شعر است. علاوه بر این، زیستِ هوشیارانه در لحظه، تماشای دقیق زندگی ـ که حاصل آن، کشف‌های پیاپی معانی خواهد بودـ و بیان کشف‌ها به زبان شعر، شیوه و عادت حیات شاعرانه است. این موارد، برخی از ملزومات شعر است و شاعر در نهایت با خلاقیت خود، از مجموع آموخته‌ها و دریافته‌ها سخنی هنرمندانه می‌آفریند که ریشه در گذشته دارد، حرف امروز است و روی در آینده دارد.
این شعر با زبانی ساده، انسجام ذهنی و وزنی روان شکل یافته است. چند نکته درباره این غزل به منظور دقت شاعر در برخی جوانب و عناصر مهم شعر یادآوری می‌کنم:
زبان شعر از مهم‌ترین عناصر شعر است که می‌تواند با صورت‌بندی درست و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبان و دایرۀ معنایی واژگان، ساختاری مستحکم و هنری برای شعر ایجاد کند. بنابراین در گزینش کلمات به همۀ جوانب و ظرفیت‌های آن می‌توان دقت کرد و ساخت دقیقی در شعر پدید آورد. اگر پیوند میان کلمات در مصرع و در بیت با ابزارهای زبانی تقویت شود، شعری منسجم شکل می‌گیرد که از سستی زبان دور و به اثری هنری نزدیک خواهد شد. مثلا به این بیت دقت کنید:
تو چنان در من و قلبم زده‌ای خیمه چو ماه
مثل فرهاد که با کوه گرفتار شده است
کلمات اصلی و محوری در این بیت شامل: من، قلبم، خیمه زدن، ماه، فرهاد، کوه، گرفتارشدن است. این کلمات برای ساخت یک بیت که قرار است معنایی ویژه را با زبان هنری بیان کند، نیازمند پیوندی محکم هستند. هرچه این اتصال‌ها قوی‌تر باشد، شعری جاندارتر ساخته خواهد شد. مثلا در مصرع اول به جای ماه هر کلمۀ دیگر که جنبه‌های تصویری و هنری نیز با خود داشته باشد، می‌توانیم به کار بریم. اگر ماه را انتخاب می‌کنیم باید برای حضورش زمینه‌های هنری نیز ایجاد کنیم و وجود این کلمه را در این بیت با دلایل هنری تقویت کنیم. با این دیدگاه یک بار دیگر مفهوم بیت بالا را مرور کنید: «مانند ماه در من و قلبم خیمه زده‌ای ... » مجسم کردن این تصویر کمی مشکل است ضمن این که کلمات اضافه‌ای نیز در بیت دیده می‌شود: «چنان» در مصرع اول همان کاری را می‌کند که «مثل» در مصرع دوم. بنابراین از نظر معنایی و از جنبۀ دستوری یکی از این دو اضافه است.
دقت به ظرایفی از این دست برای گزینش کلمات و ساخت تصاویر و شکل‌گیری زبانی و ساختاریِ شعر، بسیار ضرورت دارد.
این وضعیت در دو بیتی که به شکل تک‌بیت در پایان این غزل درج شده است، تقریبا رعایت شده است.
برای شاعر محترم آرزوی موفقیت می‌کنم.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۱
محمدحسن رضایی » 9 روز پیش
ممنونم خانم یوسفی.... نهایت سعی خودمو میکنم نکاتی رو که ذکر کردید در کارهای بعدی در نظر بگیرم...

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.