نوآوری به شرط زیبایی




عنوان مجموعه اشعار : جار
شاعر : رضا خاکپور


عنوان شعر اول : جار
شناور پشت شن ها داغ دریا در تنم
سرابی ساکتم با سوز صحرا در تنم
چنان در قطب چشمت یخ زدم آبم کنی
که پایانی ندارد فصل سرما در تنم
اناری از لبت را تا سحر بوسیده ام
درازا میکشد شب های یلدا در تنم
تو خواهی رفت و من در خواهشت فرسوده ام
چقد فر میخورد افکار فردا در تنم
کجا جا مانده ای ای جای پایت چشم من
به نامت جار میزد موج نجوا در تنم
به ختمم سر بزن خرمای من هم خوردنیست
چرا پیچیده امشب بوی حلوا در تنم
چه خلوت گشته خیابان دلم بی رد پا
قدم میزد به یادت مرد تنها در تنم

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
از غزل شما مشخص است که درحال تجربه های تازه هستید، سعی می‌کنید فضاهایی تجربه نشده و سخت را بیازمایید و شعر را به صورتی خودآزمون و بدون کپی کردن از دست دیگران بنویسید. همۀ اینها خوب است اما اما و اگری هم دارد که در پایان این نقد خواهم گفت.
اولین تجربۀ خاصی که شما در این شعر سعی کرده‌اید به آن دست بزنید، وزن است. گوش مخاطب شعر فارسی به وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعلین آشناست، حالا اگر شاعری به جای مفاعیلن آخری، فعل بگذارد، یک کار جدید کرده است و همین خودش باعث تشخص شعر می‌شود. البته این بحث مهم در اینجا وجود دارد که آیا هر کم و زیادکردنی در افاعیل که منجر به یک وزن جدید می شود، لزوماً به معنای زیبایی است؟ آیا مخاطب در حین خواندن چنین شعرهایی لذتی از موسیقی شعر می‌برد؟ اگر قرار است مخاطب شعری موزون بخواند و وزن و هارمونی آن را حس نکند، چرا اصلاً باید شعر موزون گفت؟
البته شرط اصلی برای اینچنین خطرکردن‌هایی در وزن، تسلط دقیق بر وزن و قواعد و قوانین آن و نیز تسلط بر زبان شعر است. در غیر این صورت چنین اتفاقاتی در شعر رقم خواهد خورد:
چقد فر میخورد افکار فردا در تنم
که مجبور شده اید چقدر را چقد کنید تا وزن شعر درست بماند.
یا این مصرع:
چه خلوت گشته خیابان دلم بی رد پا
که همۀ محاسبات در این مصرع به هم خورده است.
باز در این بیت؛ مشکل حشو خودش را نشان داده است و به نظر می‌رسد اگر «آبم کنی» را می شود از بیت حذف کرد و معنا و مفهوم بیت دست نخورد:
چنان در قطب چشمت یخ زدم آبم کنی
که پایانی ندارد فصل سرما در تنم
اما «اما و اگر»ی که از آن سخن گفتم این است که به نظر می‌رسد باید بیشتر از انری برای ساخت شعرهایی براساس پیش فرض‌های ذهنی و دانسته‌ها و آموخته‌ها، به حس شاعرانۀ خودتان تکیه کنید.
همه می‌دانیم که این بیت:
کجا جا مانده ای ای جای پایت چشم من
به نامت جار میزد موج نجوا در تنم
سرشار از حرف جیم است اما آیا این هنرمندی شما به زیبایی هم منجر شده است؟ ترکیب موج نجوا زیباست؟ به نظر می‌رسد گاهی لازم است بیشتر به قدرت تصویرگری و تصویرسازی و تأثیرگذاری عاطفه بر شعر تکیه کنید. شعرتان با همۀ انرژی یی که برای آن گذاشته اید از نظر تصویر و احساس، توان چندانی ندارد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
رضا خاکپور » شنبه 02 اسفند 1399
بسیار از شما آموختم تشکر

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.