از اتفاقی شوم می ترسید ساعت




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : رسول نقیب


عنوان شعر اول : ساعت
دور خودش بیهوده می چرخید ساعت
از اتفاقی شوم می ترسید ساعت
از اتفاقی که نمی افتاد؟از چه؟!
اینگونه می لرزید مثل بید ساعت
ناگاه پشت پنجره دستان سردی
یک شب نمایان شد و آن را دید ساعت
آرام زد بر شیشه ها((آیا کسی هست؟))
و هر دو دستش را به سر کوبید ساعت
ناگاه پای عقربه هایش فلج شد
و چند لحظه بعد هم خوابید ساعت
آمد کنار ساعت و با خنده ای گفت
عمرت نبوده قابل تمدید ساعت!
آن اتفاق تلخ هم افتاد اما
هشدارهایت را کسی نشنید ساعت!


عنوان شعر دوم :


عنوان شعر سوم :
نقد این شعر از : آرش شفاعی
اول از همه به شما بخاطر ریسکی که پذیرفته‌اید تبریک می‌گویم. سرودن شعر با ردیف اسمی واقعاً کار سختی است و شاید شاعرانی با تجربۀ بالا هم گاه جرأت نکنند به سراغ شعری بروند با این ردیف، بخصوص اینکه رعایت محور عمودی هم در شعر را مدّ نظر داشته باشند. شما توانسته‌اید این کار را به خوبی انجام بدهید و محور عمودی را حفظ کنید و از عهدۀ تصویرها هم برآیید که جای تبریک دارد.
البته رعایت و حفظ موسیقی و زبان شعر هم نکتۀ مهمی است که به نظر می‌رسد در یکی دو مورد از دستتان خارج شده است. مثلاً در این مصرع:
ناگاه پای عقربه هایش فلج شد
که الزام به ملفوظ خواندن «ها» در انتهای کلمۀ عقربه باعث می‌شود موسیقی شعر دچار ایراد شود و نیز اجبار به مفتوح خواندن واو در این مصرع:
یک شب نمایان شد و آن را دید ساعت
نکتۀ مهم دیگر این است که به نظر می رسد از نظر تصویری هنوز مخاطب در شعر اقناع نشده است بخصوص اینکه خودتان از ترکیب اتفاق تلخ استفاده کرده‌اید، آیا منظور از اتفاق تلخ خوابیدن ساعت است؟ شاید لازم بود با یکی دو بیت خوب دیگر تأثیرگذاری تصویر بیشتر شود تا مخاطب واقعاً اقناع شود که با اتفاقی تلخ رو به روست.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
اسحق فتحی » چهارشنبه 06 اسفند 1399
شعر زیبایی بود دستمریزاد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.