چند هوایی در زبان شعر




عنوان مجموعه اشعار : نامهربانی ها
شاعر : علی اسماعیلی


عنوان شعر اول : چرا مهدی نمی‌آید
اگر مهدی ، میان این همه هادی نمی‌آید
به این ده کوره‌ها ، عنوان آبادی نمی‌آید

مسیر سمت آبادی پر از تلخه و آدور است
و محصولی بجز خاری ازین وادی نمی‌آید

بدون شک ز دشتی که درآن غمخانه میسازند
صدای شور و سور و نغمه‌ی شادی نمی‌آید

دریغا قصر شیرین مرا دشمن تطاول کرد
خبر از بیستون، اسکار و فرهادی نمی‌آید

اگرچه شیعه‌ی شاه جوانمردان علی هستیم
ولی این جا از او چیزی به جزء یادی نمی‌آید

ازین بدتر که فتوی آمده ، یاد علی ممنوع
و زین پس در سجل ها نام شهرادی نمی‌آید

سند بیت آخر :
ا۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷ا
برای پسرم اسم "شهراد" را انتخاب کردم
رییس اداره ثبت و احوال گفت:
این اسم مجاز نیست!
گفتم: شهراد یعنی شاه جوانمرد و یادآور نام حضرت علی است!

گفت: شورای عالی ثبت احوال دستور داده؛
اسم انتخابی، حداقل در یک کتاب باشد.

روز بعد
با سه کتاب نامهای ایرانی و اسلامی حاوی
اسم شهراد و معنی آن رفتم ثبت احوال،

آقای رییس گفت: مشخصات کتابها و اسم
انتخابی را بنویس، میفرستیم
شورای عالی اداره کل ثبت احوال تهران،
تا اعلام نظر بفرماید!

بعد از سه ماه، اعلام نظر فرمود:

"شهراد" یادآور شاه خائن، مغایر با ارزشهای
والای انسانی و واژه‌ای مذموم است ضمنا
با عرف و فرهنگ غالب و مقدسات مذهبی
مردم مغایر میباشد و تایید نمیشود.


تلخه و آدور: دو نوع علف هرز میباشد و در
مسیر آبادی ما (شریف آباد) بسیار میروید.

علی اسماعیلی، ۱۱ فروردین ۱۳۹۶


عنوان شعر دوم : لبریز درد
گفتیم علی جمله ، همواره به خانه
در خانه بجز نامش دیگر چه نشانه!؟

کو دست نوازشگر بر موی یتیمان ؟
آشفته و سردرگم، در حسرت شانه

کو بخشش و داد او در حق برادر؟
بیداد به خواهر شد این دوره زمانه

او میر عرب بود و امروز ولی ما
تازیم به تازی ها ، در شرق میانه

باغی که برش خاری یا قار کلاغست
جا نیست برای گل یا چنگ و چغانه

وقتی که پر از زخمی لبریز شود درد
نه شعر تر انگیزی ، نه شوق ترانه

جانها همگی تنها، تنهاست پر از زخم
سیلی ز غم و ماتم ، در شهر روانه

آبی نشود پیدا، در چاه چنین ویل
این را به یقین گویم بی حفر گمانه

علی اسماعیلی، عید غدیر۱۳۹۵


عنوان شعر سوم : اساتید سد سازی
نمی دانم به یکدیگر چرا پیوسته می تازیم
پلی در ره نمی بینم، همه استاد سد سازیم

میان جاده‌ی کوتاه و تاریکی که بن بست ست
همه ناخواسته درگیر و درآن بیهوده سربازیم

دل هر ذره در روی زمین آکنده از مهر است
بنی آدم شده عاری ز مهر آری پر از آزیم

هوای حوصله ابری همه بغضی نهان داریم
در این دنیای وارونه همه زاریم و همرازیم

یکی توپد به این و آن جمیعا عاشق شوتیم
گروهی شاعر درد و همه قافیه می بازیم

"یکی از عقل می لافد یکی طامات میبافد"
"بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم"

بیا نامهربانی را بشوییم از تن این خاک
و پاداش کلوخ اندازها را گل بیندازیم

بیا با مهربانی در دل هم خانه‌ای سازیم
زمین ویرانه میگردد زمانی که نمیسازیم

بیت ششم، حضرت حافظ
علی اسماعیلی، ۱۹ مهر ۱۳۹۶
نقد این شعر از : آرش شفاعی
فرض کنیم به یک دوستدار شعر می گوییم، این مصرع از یک غزل یک شاعر را بخواند و درباره شعر حدس هایی بزند:
یکی توپد به این و آن جمیعا عاشق شوتیم
احتمالاً و شاید بیش از احتمال، به صورت قریب به یقین، آن دوستدار شعر به ما خواهد گفت، مصرعی از یک شعر طنز را برایش خوانده‌ایم. وقتی از او سئوال کنیم که دلیل او برای این حدس چیست؛ خواهیم شنید که اصطلاح توپیدن و عاشق شوت بودن به دلیل اینکه از ادبیات عامیانه آمده است، در شعر رسمی جای چندانی ندارد و باید بخشی از یک شعر طنز باشد که از ظرفیت های زبان عامیانه برای ساختن طنز استفاده می کند. برای اینکه آن دوست را به صورت اساسی شگفت زده کنیم مصرع دیگری از همان شعر را برایش می خوانیم که اتفاقاً مصرع خوبی هم هست:
پلی در ره نمی بینم، همه استاد سد سازیم
مشکل شعرهای «علی اسماعیلی» همین رفت و آمد مدام در فضاهای مختلف زبانی و شعری است. او در یک مصرع از ظرفیت های زبان عامیانه و معمول کوچه بازار استفاده می کند و در مصرعی دیگر زبانش کاملاً کلاسیک می شود، این تعدد فضاهای زبانی اگر در شعر شاعری با قدرت و قوت زبانی و زبان ورزی برآمده از تجربه خوش بنشیند یک امتیاز است اما اگر باعث شود که احساس کنیم شاعر بر زبان تسلط چندانی ندارد، باعث می شود که از شعر به اندازۀ لازم لذت نبریم. این تعدد فضاها و تنوع زبان حتی به شعر شاعرانی شناخته شده نیز ضربه زده است. برای مثال برخی غزل های استاد شهریار بخاطر همین چفت نبودن استفاده های او از ظرفیت زبان عامیانه با زبان کلاسیک شعرش، دچار ضعف های آشکاری است. به این دوست عزیز که اتفاقاً در شعر از سر درد و آگاهی می نویسد، مطالعۀ آثار شاعران خوب و صاحب تجربۀ روزگار خودمان را توصیه می کنیم و امیدواریم شعرهای آینده اش دچار این ضعف های زبانی آشکار نباشد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.