از زخم خوردن ناگزيري




عنوان مجموعه اشعار : سری3
شاعر : امید خیاطی فرد


عنوان شعر اول : غزل1
بانوی دل تنهای من، من هم دلم تنهاست
آزرده از تکرار بودن ها، نبودن هاست

من هم غمی از جنس غم های خودت هستم
غم اصلا اسم مستعار کل آدم هاست

من هم شکستن بی صدا را خوب می فهمم
سرخورده ترها بیشتر سرهایشان بالاست

گر سینه ام را واکنی دریایی از دردم
باور نکن «انسان شاد از چهره اش پیداست»

رنجیده بانو... روی هم بگذار چشمت را
جای تهی از رنج، تنها عالم رویاست

از زخم خوردن ناگزیری و گریزی نیست
دیباچه ی امروز تو آیینه ی فرداست

غم را برای ما وَ یا ما را برای غم...
تقدیر درهرحال ما را مال هم می خواست

دنیا ولی هرگز سرای ناامیدی نیست
زیرا خدا بامن، خدا باتو، خدا باماست

هر روز شادی های کوچک را به یاد آور
اینجا خوشیها فانی اند وغصه پابرجاست

قدری نگاهت رابه سمت عشق برگردان
باورکنی تا خستگیِ راه بی معناست

دنیا اگر یکپارچه غصه... تو عاشق باش
عاشق که باشی غصه... آری غصه هم زیباست

امید_خیاطی فرد


عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : انسیه موسویان
غزل آقاي خياطي فرد، زباني روان و صميمي دارد. انتخاب وزن مناسب يكي از دلايل اين رواني ست. وزني كه به زبان طبيعي گفتار ، بسيار نزديك است. در مورد اين غزل ذكر چند نكته ضروري است. به نظر مي رسد شاعر اندكي مرعوب و فريفته ي قافيه شده است؛ قافيه ي ساده و آسان ياب (مصوت بلند آ) سبب شده كه شاعر بي دليل، شعر را طولاني كند. در حالي كه به نظر مي رسد برخي از بيت ها نقش حياتي و تعيين كننده در كليت غزل ندارند و حذف آن ها لطمه اي به شعر نمي زند.
با وجود فراواني اين قافيه و سهل الوصول بودن آن ، متاسفانه باز هم شاهد تكرار قافيه و كم دقتي در انتخاب آن هستيم. به قافيه ي « آدم ها» و « نبودن ها» توجه كنيد.
نكته ي ديگر اين كه شاعر به ارتباط ميان مصراع ها توجه داشته و محور افقي تقريبا در شعر رعايت شده است اما محور عمودي دچار ضعف است و گاه شاعر در بيتي، حرفي مي زند كه در بيت هاي ديگر آن را نقض مي كند.به ابياتي توجه كنيد كه شاعر از رنج و اندوه و زخم خوردن و تقدير ناگزير سخن مي گويد و درست در بيت هاي بعد از آن به مخاطب اميدواري مي دهد و از او مي خواهد شادي هاي كوچك را به ياد آورد و ...
هم چنين به نظر مي رسد در برخي بيت ها شاعر دچار مستقيم گويي شده و اين نكته، از شعريت بيت كاسته است.ابياتي نظير: دنيا ولي هرگز سراي نااميدي نيست/ زيرا خدا با من خدا با تو خدا با ماست...يا : از زخم خوردن ناگزیری و گریزی نیست/ دیباچه ی امروز تو آیینه ی فرداست...
قطعا با قدري وسواس و سخت گيري، از اين پس شعرهاي بسيار محكم تر و زيباتري از اين شاعر خواهيم خواند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.