آیا برای ریحانه پارسا شعر بگوییم؟




عنوان مجموعه اشعار : رباعیات محمّدامین فردوسی
شاعر : محمّدامین فردوسی


عنوان شعر اول : «ریحانه» شدی که «پارسا» هم باشی...
ای کاش به فکر کبریا هم باشی

یک ذرّه نجیب و باحیا هم باشی

ای کاش به خود بیایی و فکر کنی

«ریحانه» شدی که «پارسا» هم باشی...

محمّدامین فردوسی

عنوان شعر دوم : مرغ سحر
از کلّه ی صبح، توی صف دَربِدَریم

هر روز شبیه آدمی مُحتَضَریم

توزیعِ خروس خوانِ مُرغان حل شد؟!

ما مُنتظرانِ پَخشِ «مُرغِ سَحَریم»...

محمّدامین فردوسی

عنوان شعر سوم : آیینه ی موج بی قراری
اشکم اشکم ابر بهاری شده ام

رودم رودم زلال جاری شده ام

اندوه دلم به وسعت دریاهاست

آیینه ی موج بی قراری شده ام...

محمّدامین فردوسی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
این رباعی را بخوانید:
اشکم اشکم ابر بهاری شده‌ام
رودم رودم زلال جاری شده‌ام

اندوه دلم به وسعت دریاهاست
آیینه‌ی موج بی قراری شده‌ام...
در بیت اول دو بار تکرار یک کلمه «اشکم و رودم» باعث ایجاد دو اتفاق در شعر شده است. اول اینکه یک صورت نحوی و یک فرم در شعر ایجاد کرده است که خودش باعث ایجاد زیبایی می‌شود. انتظار مخاطب این است که شاعر از ظرفیتی که خودش در شعرش ایجاد کرده است استفاده کند و بیت دوم هم بر همین ساخت پیش برود اما شاعر در بیت بعدی، این ابتکار را کنار می‌گذارد و به سرودن یک بیت معمولی و ضعیف تر از بیت اول شعر قناعت می‌کند.
اتفاق دیگری که در بیت اول افتاده است این است که این تکرار، مبنا دارد. هم مبنای زیبایی شناسانه (که در بالا گفتم) و هم مبنای معنایی چرا که این دو کلمه در کنار هم و تکرار کلمه، جریان داشتن و جاری بودن و تداوم را می‌رساند که در راستای شعر است. وقتی شاعری می‌تواند یک ساخت جدید ایجاد کند که هم در آن ساخت بنیادهای زیبایی شناسانه رعایت شده است و هم توجیه معنایی، به نظرم این شاعر باید خودش، خودش را جدی بگیرد و استعدادش را به امور روزمره و جزئی صرف نکند.
البته شعر گفتن یک انتخاب است و نمی‌توان کسی را مجبور و محدود کرد که در موضوعی شعر بگوید یا نگوید ولی دوست عزیز! به نظرم شعر گفتن برای نصیحت کردن ریحانه پارسا و صف مرغ را به دیگرانی واگذار کنید که نهایت هنرمندی شان در همین محدوده هاست و هنرتان را جدی بگیرید و به شعرهای جدی و استوار بپردازید. باور کنید تاریخ مصرف فلان بازیگر و بهمان رویداد شش ماه دیگر تمام می شود، شاعر نباید به شش ماه و یک سال قانع باشد، افق دوردست شاعر، ابدیت است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.