ویرایش‌های جزئی




عنوان مجموعه اشعار : پاييز
شاعر : مائده عابديان


عنوان شعر اول : چراغ
چيزي از منقار لك لك ها به باغ افتاده است
بعد مدت ها، ببين! يك اتفاق افتاده است

باز كردم پرده را، شب را ولي نشناختم
نور، انگار از قلم در اين اتاق افتاده است

بركه مي پرسد كه ماه زرد پاييزي كجاست؟
پچ پچي در سبزه هاي باتلاق افتاده است

شايد آن چيزي كه برقي زد، سپس خاموش شد
ماه بوده، پشت انبار چراغ افتاده است

عنوان شعر دوم : ...
بي تو اين شب ها اگرچه سخت تنها مي شوم
ماه من! در چشم تو يك روز زيبا مي شوم

چون مرا پيوسته مي سازي و ويران مي كني
مثل ابري درگذر گهگاه پيدا مي شوم

گاه بر قلب كوير لوت بارانم ولي
بيشتر در شرق كوه قاف دريا مي شوم

بلبلم اما رفيق هدهد افسانه ها
او حقيقت داشت! من همراه آن ها مي شوم


عنوان شعر سوم : آسمان
آسمان! رسم توست با پاييز، ماه آبان قرار بگذاري
با تمام دوگانگي هايش، ناخودآگاه دوستش داري

همه ديدند قلب خيست را، قطره قطره چكيد از چشمت
چتر ها و پياده رو ها را، خسته كردي و باز مي باري

باد خوابيد تا تو را بوسيد، انتخابي نداشتي شايد
تو كه از بعد آن دقايق سرخ، مانده اي در غروب انگاري

دامن لاجورديت آخر، سوخت در آتش و تو خنديدي ...
موقع رقصتان كه مي خندي ... اتفاقي بدون تكراري!

عكس تو توي آب مي افتد، هرچه دارد به پات مي ريزد
دور بركه چه ديدني شده است : قاب آيينه اي طلاكاري

بانوي قدبلند آبي رنگ، آه ... شايد به خاطر اين است
در دل هركه جا شدي، آن جا، يك درخت انار مي كاري
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در هر سه شعر می‌بینیم که زبان و نحو در اکثر عبارات، زبان گفتاری و نحوِ طبیعیِ کلامِ معاصر است، به عبارت دیگر، منطقِ نحوی هر سه غزل به منطق نثرِ امروز نزدیک است و از آن‌جا که شاعر تصویرسازی و گاه، آشنایی‌زدایی در ارتباط‌های معناییِ عبارات دارد، ما در نهایت با شعرهایی روبه‌روییم که عنوانِ «غزلِ امروز» یا «غزلِ معاصر» بر آن‌ها صدق می‌کند، و این چیزی نیست که در موردِ هر غزلی که امروزه سروده می‌شود بشود گفت، زیرا غزل‌های فراوانی هستند که با وجودِ آن که در همین دو سه دهۀ اخیر سروده شده‌اند، نشانی از معاصر بودنِ زبان و بیان در آن‌ها نیست.
در کلیتِ هر سه شعر باید گفت که شاعر توانسته ردیف یا قافیه را نه فقط برای بخشیدنِ نوعی ضرب‌آهنگ به بیت‌ها، بلکه به مثابۀ کلماتِ ضروری بیاورد که نه فقط اجبارِ شکلی بلکه حاصلی معنایی دارند، به عبارت دیگر، الزام وزن و قافیه یا ردیف، برای شاعر یکی از ابزارِ شعرگویی است نه باری بر دوشِ خلاقیت.
اما نکاتی در هر سه شعر هست که شاید با تجدیدنظر شاعر، قابل ویرایش و اصلاح باشد، به بررسی برخی از این نکات می‌پردازیم:

شعر اول:
در سطرِ «نور، انگار از قلم در اين اتاق افتاده است» نوعی به هم ریختگیِ نحوی وجود دارد، زیرا اجزای «از قلم افتادن» بهتر است بدونِ فاصله بیایند، اما قیدِ طولانیِ «در این اتاق» میانِ این اجزا آمده و از روانیِ نحو کاسته است.

شعر دوم:
در بیتِ «گاه بر قلب كوير لوت بارانم ولي/ بيشتر در شرق كوه قاف دريا مي شوم» مفهوم مشخص است، اما مشخص نیست که این مفهوم چه پیام و نتیجه‌ای برای وصف حالِ راوی دارد، همچنین در مصرعِ اول، تکرار و گاه پشتِ هم آمدنِ حروفِ «ق»، «گ» و «ر» و «ل» باعث شده که نشود آن را سلیس و راحت خواند و در مصرع بعدش نیز، حروفِ «ک» و «ق» همین وضعیت را ایجاد کرده‌اند.
در بیتِ آخر ضمیرِ «آن‌ها» با هدهد (یا حقیقت) که مفرد است سازگاری ندارد، از سوی دیگر، اگر فرضاً مرجعِ ضمیر را «افسانه‌ها» بگیریم تا نحو بیت درست باشد، می‌بینیم که مفهوم بیت مخدوش می‌شود.

شعر سوم:
در بیتِ «دامن لاجورديت آخر، سوخت در آتش و تو خنديدي .../ موقع رقصتان كه مي خندي ... اتفاقي بدون تكراري!» ضمیرِ «تان» در «رقصتان» با «تو» سازگاری نحوی ندارد، از سوی دیگر اگر ضمیر به جمعِ دامن و آتش و تو برگردد که از نظرِ نحوی درست باشد، نوعی پیچیدگی در نحو و تصویر پیش می‌آید و مفهوم را واضح نمی‌رساند.
همچنین، عبارتِ »قاب آيينه اي طلاكاري» قابل بررسی و ویرایش است.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.