آسیب موسیقی به زبان



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : .
هر روز می بینم خودم را قدری از من دورتر
با من کمی بیگانه تر، سرسخت تر، مغرورتر

از خوش خیالی خواستم خالی شوم از خویشتن
از قاصدک آزادتر، از شاپرک پرشورتر

آسوده باشم توی قایق های رنگی روی آب
از ماهیان عمق دریا، از خودم مشهورتر

طوفان سرخ زندگی از خویش دورم کرد و رفت
طوفانی از غول چراغ قصه ها پر زورتر

از آبی بی انتها، ناگاه افتادم به دام
پیچید دورم تور غم، هر لحظه شد محصورتر

این روزها تنها و سرگردان به روی طاقچه
در تُنگ تَنگ زندگی، هی می شوم مجبورتر

دور از نسیمی خوش خبر، سالی گذشت و نم نمک
تنگم طلایی تر شد و دریای چشمم شورتر

می ترسم از روزی که دریا هیچ نشناسد مرا
در آینه دیدم خودم را با تنی رنجورتر

تن پوشی از جنس خودم دیگر نمی آید به من
خود را به هر سو می کشم چون وصله ای ناجورتر

ایکاش برگردم به دریای وسیع خویشتن
در خواب می بینم خودم را روز و شب مسرورتر

مهتاب می آید به رویم نور می پاشد شبی
لبخند خواهم زد، جهانم می شود پرنورتر

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر، در مجموع شعر خوبی است. شاعر توانسته است با حفظ وحدت معنایی در شعر و رعایت محور عمودی به تصویرپردازی بپردازد و تا جایی که هم توان و تجربۀ شاعری به او اجازه می داده است، سعی کرده است در حوزۀ زبان شعر نیز، اثری خوب و قابل قبول ارائه دهد.
به نظر من مهمترین مؤلفه‌ای که به شعر لطمه زده است، موسیقی است. یعنی انتخاب این وزن و چالشی که برای شعر ایجاد کرده است، در موارد بسیاری باعث شده است موسیقی که همیشه عاملی برای ایجاد هماهنگی یا هارمونی در شعر است، به عاملی برای ایجاد بی نظمی و پریشانی در زبان بدل شود. بیایید چند نمونه را با هم مرور کنیم:
آسوده باشم توی قایق های رنگی روی آب
از ماهیان عمق دریا، از خودم مشهورتر
باید خوانده شود:
آسوده باشم توی قا/ یق های رنگی روی آب
از ماهیان عمق در/ یا از خودم مشهورتر
یا:
طوفان سرخ زندگی از خویش دورم کرد و رفت
طوفانی از غول چراغ قصه ها پر زورتر
که باید خوانده شود: طوفانی از غول چرا/ غ قصه های پرزورتر
در این بیت‌ها هم همین ایراد هست:
این روزها تنها و سرگردان به روی طاقچه
در تُنگ تَنگ زندگی، هی می شوم مجبورتر
یا:

ایکاش برگردم به دریای وسیع خویشتن
در خواب می‌بینم خودم را روز و شب مسرورتر
یا:
می ترسم از روزی که دریا هیچ نشناسد مرا
در آینه دیدم خودم را با تنی رنجورتر

و از همه بدتر بیت پایانی است که باید یک بیت خوب و همه چیز تمام باشد که با خاطره ای خوش و بیتی دلچسب شعر را تمام کنیم. در این بیت این ایراد دو بار اتفاق افتاده است

مهتاب می‌آید به رویم نور می پاشد شبی
لبخند خواهم زد، جهانم می شود پرنورتر
که به رویم باید خوانده شود: به رو/ یم... و جهانم باید خوانده شود: جها/نم...
این ایراد باعث شده است در موارد زیادی مجبور شوید شکل درست کلمات را به صورتی شکسته و منقطع تلفظ کنید و باعث افت زبان در شعر شده است. در این گونه وزن‌ها باید از پس این چالش مهم برآیید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
مطهره ناصحی » شنبه 01 خرداد 1400
سلام از راهنمایی ارزشمندتان بسیار ممنونم. نکات جدیدی آموختم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.