اطلاعاتی که در متن نیستند




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : برای خواب های ابراهیم (ع)
خواب اول:

بر می خیزی
از بسترت
تا سپیده
به چشم هام خیره می شوی
از ناگهانِ صدایی
نگاهت را به سقف می گیری
به آسمان
دشنام نمی دهی هنوز . . .





خواب دوم

هنوز
نخوانده است مرغی
تو امّا
برخواسته ای!
خیره
به چشم هایی که نیست
می مانی
خیره
بر گلوی من!
صبح
بی کتاب وُ تبر مانده ای
پریشان تر از همیشه
می روی
با طوفانی که در دلت است




خواب سوم


سراسیمه تراز دیروز
بر می خیزی
نه نگاهت را گرفته ای
نه می روی . . .
به پیشانی ات
اعتماد می کنم
می بریَم با خود
تا آن سوی کوچه های تماشا
تا دور از چشم های هرزه . . .
*
به آسمان
نگاه می کنی
قوچی
(چیزی)
فرود نمی آید
خون و اشک
دامن ات را فراگرفته است.....

عنوان شعر دوم : --
--

عنوان شعر سوم : --
--
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
عنوان مجموعه اشعار : ندارم

عنوان شعر اول : برای خواب‌های ابراهیم (ع)
خواب اول:

بر می‌خیزی
از بسترت
تا سپیده
به چشم‌هام خیره می‌شوی
از ناگهانِ صدایی
نگاهت را به سقف می‌گیری
به آسمان
دشنام نمی‌دهی هنوز . . .





خواب دوم

هنوز
نخوانده است مرغی
تو امّا
برخواسته‌ای!
خیره
به چشم‌هایی که نیست
می مانی
خیره
بر گلوی من!
صبح
بی کتاب وُ تبر مانده‌ای
پریشان تر از همیشه
می‌روی
با طوفانی که در دلت است




خواب سوم


سراسیمه تراز دیروز
برمی‌خیزی
نه نگاهت را گرفته‌ای
نه می‌روی . . .
به پیشانی‌ات
اعتماد می‌کنم
می‌بریَم با خود
تا آن سوی کوچه‌های تماشا
تا دور از چشم‌های هرزه . . .
*
به آسمان
نگاه می‌کنی
قوچی
(چیزی)
فرود نمی‌آید
خون و اشک
دامن‌ات را فراگرفته است.....

عنوان شعر دوم : --
--

عنوان شعر سوم : --
--
پیام شاعر برای منتقد : سلام بر دست اندرکاران پایگاه "نقد ادبی"
این متن یک بار توسط جناب آقای مجید سعد آبادی عزیز نقد شد. اما این شعر را دوباره می فرستم .
می دانم تعداد دوستان شاعری که از نقدهای این سایت بهره می‌برند زیاد هستند اما خواهش می‌کنم چنانچه برایتان امکان دارد یک بار دیگر به این متن فرصت دهید تا توسط منتقدی دیگر هم بررسی گردد. البته این بدان معنا نیست که نقد جناب سعد آبادی عزیز را وارد نمی‌دانم بلکه به این دلیل است که می خواهم از زاویه‌ی دیگر و از جهات دیگر نیز این متن بررسی گردد.
ممنون از زحمات تان

نقد:
دوست عزیز! ایراد شعر شما در این است که بر پیشانی شعر نوشته‌اید:
برای خواب‌های ابراهیم (ع)
و من اطمینان دارم جناب سعدآبادی عزیز آن را دیده است و به عمد به آن اشاره نکرده است و علاوه بر آن شما یک شعر پیوسته را با سه فضای خواب اول و خواب دوم وخواب شوم در جایگاه سه شعر جداگانه پست کرده‌اید که منتقد باید آن‌ها جداگانه بررسی کند که باز هم اعتقاد دارم جناب سعدآبادی به عمد ارتباط این سه فضا را بی‌توجه گذشته است ببینید بسیاری از اطلاعات فرامتنی شما که جناب سعدآبادی به عنوان واژگان غریب در متن اشاره کردة اند مثل «کتاب و تبر و قوچ» همه بر می‌گردند به یادداشت شما بر پیشانی شعر اول پس نمی‌توانند در شعر دوم و سوم غریب نباشند گرچه یادداشت پیشانی شعر هرگز در متن نیست و با اذعان به جایگاه والای جناب سعدآبادی که نقدهایشان را می‌خوانم و بهره می‌برم و با توجه به درخواست شما و با در نظر نگرفتن ضعف‌هایی که در یادداشت پیشانی شعر و نحوه پست کردن آن داشته‌اید به نقد می‌نشینم و فرض می‌کنم ایرادهای اشاره شده وجود ندارد.
قبل از هرچیز مجدد اشاره می‌کنم که یادداشت پیش از عنوان خارج از متن است و بدون آن خواننده تنها از اطلاعات فرامتنی «کتاب و تبر و قوچ» باید به این برداشت برسد که راوی اسماعیل(ع) است و مخاطب ابراهیم(ع). از این موارد که بگذریم و فرض کنیم ابراهیم و اسماعیل در متن هستند که نیستند ببینیم دیگر چه نکاتی باید اشاره شود:
ابتدا یک اشتباه املایی و یا اشتباه تایپی را اشاره کنم که عدم توجه به این موارد برای شاعر بسیار افت دارد:
هنوز
نخوانده است مرغی
تو امّا
برخواسته‌ای!
خیره
«برخواسته‌ای» باید با املای «برخاسته‌ای» باشد و همچنین:
خون و اشک
دامن‌ات را فراگرفته است.....
«دامن‌ات» همزه نمی خواهد چرا که واژه‌ی «دامن» به صامت ختم می‌شود و برای پذیرفتن پسوند نیاز به واج میانجی ندارد: «دامنت».
حال بپردازیم به این شعر بلند که سه فضا دارد و سه خواب ابراهیم(ع) است. نکته‌ی درخور توجه است زنده کردن اسطوره‌هاست که با پایان‌بندی متفاوت در این زمینه به توفیق رسیده‌ای و با دگرگونی در پایان بندی اسطوره و تغییر در آن توانسته‌ای آن را به زمان بیاوری و این کاربرد درخور ستایش است.
در خواب اول صدای ناگهان که وارونه شده و ناگهان صداست وحی است و دشنام ندادن به آسمان در پایان فضای خواب اول این معنا را به ذهن خواننده متبادر می‌کند که باید ناسزا می‌گفتی که البته در اسطوره هم می‌تواند راندن شیطان باشد که با ناگهان صدا سازگار نیست و شیطان در خواب ابراهیم‌0ع) هم نبوده پس این آسمانی که سزاوار ناسزاست از دیدگاه اسماعیل(ع) است و می‌تواند دیدگاه متفاوت دو نسل را به تفسیر بنشیند.
در خواب دوم ‌«بی‌کتاب و تبر» ماندن هیچ چیزی به خواننده نمی‌دهد و کتاب و تبر تنها واژه‌اند و من نمی‌دانم برای چه آمده‌اند.
ابهام‌ها در خواب سوم بسیارند:
برمی‌خیزی
نه نگاهت را گرفته‌ای
نه می‌روی . . .
به پیشانی‌ات
اعتماد می‌کنم
«نه نگاهت را گرفته‌ای، نه می‌روی» دو جمله‌ی نامفهوم یعنی چه می‌کنی، «نگاه گرفتن» یعنی چه؟ به کجا نمی‌روی و علاوه بر آن اعتماد کردن بر پیشانی به چه معناست؟ آنچه اطلاعات فرامتنی این واژه القا می‌کند «سرنوشت» است و آیا اسماعیل(ع) به سرنوشت ابراهیم(ع) اعتماد می‌کند یا پیشانی معنای دیگری دارد این ابهام‌ها باید زدوده شوند.
تا آن سوی کوچه‌های تماشا
تا دور از چشم‌های هرزه . . .
باز هم دو تصویر نامفهوم : کوچه‌های تماشا کجا هستند؟ و چشم‌های هرزه از آن کیستند؟ و بالاخره پایان‌بندی دگرگون شده‌ی اسطوره که اوج کار شماست.
اشاره می‌کنم که تمام ایرادهای جناب سعدآبادی را هم باید به نقد من اضافه کنید تا کامل شود.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی) در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با فاصله پنج نسل به یغمای جندقی شاعر نامی ...



دیدگاه ها - ۱
محمد ولی وردی پسندی » 6 روز پیش
جناب آقای مستقیمی (راهی) سلام و ممنون از حوصله تان. همانطور که گفتم تقاضای نقد مجدد، علتش ناکافی بودن و یا خدای ناکرده نپذیرفتن نقد جناب سعد آبادی از سوی من نبود. از آن نقد هم استفاده کرده بودم همانطور که از نقد شما هم استفاده می کنم. لذا نمی دانم چرا دوستان پایگاه "نقد شعر" ترجیح دادند تا نقد جناب سعد آبادی را پاک نمایند. هردوی شما عزیزان برای من محترمید و نقدهایتان فرصت رایگان و بی منتی است که برایم فراهم می نمایید. از وقتی که شما و جناب سعدآبادی برای متن هایم گذاشتید و می گذارید سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.