آينده روشن در سايه وسواس و دقت




عنوان مجموعه اشعار : روز بارانی
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : عزیزم
من دوستت دارم
و میدانی عزیزم
از روز آن دیدار بارانی عزیزم

مصرع به مصرع قافیه "می باختم "من
در یک نظر "بازی "پنهانی عزیزم

تا کی بیارم عشق پنهانی خود را
در لا به لای شعر عرفانی عزیزم

دل تنگی اصلا بین ما معنا ندارد
وقتی برایم جان تر از جانی عزیزم

یک لحظه فکر اینکه یک لحظه نباشی
خواهد کشیدم سوی ویرانی عزیزم

اما تو میمانی و میدانم من این را
من هر چه هم باشم تو میمانی عزیزم

ممنونم از اینکه تو از بس خوب هستی
من را هنوز از خویش میدانی عزیزم

عنوان شعر دوم : .
روی سرم کلاه.... نه انگار گنبد است
از دور جسم مرده ام انگار معبد است

افسرده لای بغض چنان له شدم که من
دیگر دو حرف نیست...فقط خط ممتد است

یک روز آس این و سپس پاس آن شدیم
پیوسته دست حکم جهان، محض من بد است

باید گریست اول و آنگاه گریه کرد
پاییز !سهمت از دو جهان چند درصد است ؟

این روز ها عجیب غریبم ، کلافه ام
این روز ها چقدر پر از رفت و آمد است

قافیه بست دستم و وزنم نفس برید
تقصیر کیست؟ جُرم خلیل بن احمد است

عنوان شعر سوم : .
دیوار غربتم شده آوار بر مزار
سنگی شده ست روی جسد های بی قرار

سنگی شده ست روی تن لحظه های من
سدی ست در نهایت ساعات رود وار

شب کرده تن جهان به بن بست خورده ام
در سوگ لحظه هایم، هر سو ست سوگوار

در چشم برکه آتش بالقوه ای ست که
قبلا درون آینه یک ذره بود تار

دورم پر از غریبی چوبی ست لاجرم
هر لحظه ممکن است برایم شود شرار

تنها تر از همیشه ام امشب ، تو لااقل
ای آسمان بیا و برایم کمی ببار

ای آسمان بیا و بتازان قطار تیر
بر ریل سرنگون تنم بر طناب دار
نقد این شعر از : انسیه موسویان
حسين چمن سرا، سه غزل فرستاده است. غزل ها به لحاظ زباني در يك سطح نيستند. غزل اول روان و صميمي است و دو غزل ديگر، زباني نسبتاً سنگين و ديرياب دارند. اين شعرها علي رغم برخي از اشكالات جزئي در ساختار،‌ مخاطب را به آينده ي روشن اين شاعر جوان و خوش قريحه اميدوار مي كنند.
اين كه شاعر تلاش مي كند تصاوير شاعرانه ي تازه اي خلق كند و به دنبال كشف هاي نو و نگاه ديگرگونه به پديده هاست، نكته ي بسيار مثبتي است. البته او بايد توجه داشته باشد كه هر تصوير و كشف تازه اي به راحتي در شعر نمي نشيند و لازم است شاعر زمينه ي لازم براي ورود آن را به شعر فراهم كند. به عنوان مثال در غزل دوم مي خوانيم:
روی سرم کلاه.... نه انگار گنبد است
از دور جسم مرده ام انگار معبد است
تشبيه كلاه به گنبد و جسم مرده به معبد، تشبيه تازه اي است اما وجه شباهت آن ها بارز و برجسته نيست و شاعر ذهن مخاطب را براي پذيرش اين تشبيه آماده نكرده است.
همين مشكل در بيت پاياني غزل ديگر نيز مشاهده مي شود:
ای آسمان بیا و بتازان قطار تیر
بر ریل سرنگون تنم بر طناب دار
شاعر از آسمان مي خواهد كه قطار تير بر روي ريل سرنگون شده ي تن او كه بر طناب دار آويزان است، بتازاند! تشبيه تير به قطار و تن سرنگون شده به ريل، تصوير تازه اي است كه مخاطب وجه شباهت آن را متوجه نمي شود و بيت را به لحاظ معنايي نيز مبهم و نارسا مي كند.
يا مثلاً اين بيت كه در آن شاعر كوشيده بين اجزا و كلمات مختلف يك بيت ارتباط و پيوند معنايي ايجاد كند اما گويا و روشن نيست و به علاوه، تركيب «غريبي چوبي» تركيبي نازيباست.
دورم پر از غریبی چوبی ست لاجرم
هر لحظه ممکن است برایم شود شرار
به نظر مي رسد شاعر بايد هنگام تصويرسازي قدري بيشتر تامل كند و كشف ها و تصاوير را در ذهن خود پرداخت كند و صيقل بدهد تا براي مخاطب شعر هم دلچسب و گوارا باشد.
وجود تشديد در برخي كلمات( به ضرورت وزن) نيز زبان برخي بيت ها را از رواني و صميمت دور كرده است. اما تمام اين ها نكاتي است كه با تمرين بيشتر، وسواس به خرج دادن و ويرايش چندين و چندباره ي شعر به آساني قابل مرتفع شدن هستند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.