شروع و پایان خوب



عنوان مجموعه اشعار : آرامش
عنوان شعر اول : آرامش
با زبان بی‌زبانی با تو می‌گویم سخن
با تو ای تنهاترین آرامش شب‌های من

ای که دور از من ولی هرجا همیشه با منی
بر دل تنگم نزن تیغ جفایت را نزن

بر من بیچاره رحمی کن که مُردم از فراغ
یا لباس عافیت بر من بپوشان یا کفن

خسته‌ام از زندگی، از عشق، از من بعد تو
خسته از دنیای بی تو چون غریبی در وطن

گوش کن حرف دلم تا بشنوی با اشتیاق
بی‌نهایت دوستت دارم تو را ای خوب من

عنوان شعر دوم : ...
...

عنوان شعر سوم : ..
...
نقد این شعر از : آرش شفاعی
گفته اند و شنیده ایم که سرودن غزل بدون ردیف، سخت است و دشوار و کمتر غزلی است که بدون ردیف بر دل بنشیند.البته بازهم این هست که بسیاری از ما چندین غزل بدون ردیف خوب از حافظ و سعدی و دیگران بر لوح جانمان نشسته است، پس می‌شود اگرچه دشوار است. شعر شما در مجموع غزل خوبی است و توانسته‌اید از این آزمون سخت کمابیش موفق بیرون بیایید. بخصوص شروع شعر، شروعی بی نقص است و اگرچه تصویر یا کشف خارق العاده‌ای ندارد، صمیمیت زبان و توانایی انتقال احساسات باعث شده است، شروعی امیدوار کننده در شعر داشته باشیم:
با زبان بی‌زبانی با تو می‌گویم سخن
با تو ای تنهاترین آرامش شب‌های من
اما از بیت دوم به بعد، یعنی جایی که شاعر دیگر باید انرژی شاعرانه خود را وارد شعر می کرد، این اوج، افت می‌کند. در این بیت بخصوص ترکیب تیغ جفا که هم ترکیبی بسیار مستعمل در شعر است و هم زبان شعر را چندین قرن به عقب برده است، به غزل لطمه زده است.
ای که دور از من ولی هرجا همیشه با منی
بر دل تنگم نزن تیغ جفایت را نزن
این ایراد در بیت سوم هم هست، هم فراق (درستش این است) و هم باز ترکیب لباس عافیت که آنقدر تکراری و دم دستی است که دیگر حس شاعرانه‌ای در پی ندارد.
بر من بیچاره رحمی کن که مُردم از فراغ
یا لباس عافیت بر من بپوشان یا کفن
بیت آخر هم مثل بیت اول بیت خوبی است و قابل قبول:
گوش کن حرف دلم تا بشنوی با اشتیاق
بی‌نهایت دوستت دارم تو را ای خوب من
اما اگر بخواهیم به این شعر نمره بدهیم باید بگوییم نمرۀ چندانی نمی گیرد، چرا؟ چون همه چیز شعر بیان و انتقال حس هم هست. شعر خوب باید تصویر تازه یا هنرمندی ویژه‌ای داشته باشد که شعر شما این ویژگی را ندارد. توصیه می‌کنم در تقویت تخیل بیشتر بکوشید و سعی کنید در شعر به لقمه های آماده و تکرار ترکیب و تصویر های گذشتگان اکتفا نکنید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.