بیان معارف با تقویت زبان و بیان شعر




عنوان مجموعه اشعار : آفتاب
شاعر : سیدعلیرضا معزی


عنوان شعر اول : حسن شروع
حُسن شروع و حُسن ختام است نام تو
آوازه‌ات بلند چنان حرف «لام» تو

قرآن تویی، بخوان همه آیات خویش را
ای آیه آیه، حرف به حرفِ کلام تو

امواج اقتدا به تو کردند ماه من
جزر و مد است بعد قعود و قیام تو

در وادی‌السلام به گوشند مردگان
تا بشنوند از تو علیک‌السلام تو

آیینِ آستانِ شما ذره‌پروری است
شد ذره آفتاب به مهرِ مدام تو

از شرح غزوه غزوه و «لاسَیف» و «لافَتیٰ»
می خواند ذوالفقار به گوشِ نیام تو

با یک نظر به آینه ی عدلت ای امیر
دیدم یکی است سهم حسن با غلام تو

افتاد لرزه بر تن شبهای روسیاه
تا چشم دوختند به ماه تمام تو

روز غدیر زندگی از نو شروع شد
با رنگ و بوی تازه ای از صبح و شام تو

یا مظهرالعجائب یامرتضی علی
حُسن شروع و حُسن ختام است نام تو


عنوان شعر دوم : آفتاب
میان رفتن و ماندن چه انتخاب من است؟
در این هوا که نفس ها چنان عذاب من است

غریبه در نظرِ آفتاب و مهتابم
کنون که هاله ای از غصه ها نقاب من است

در التهابِ بیابانِ غرق سوز و گداز
منم بدون تو جاری؟ نه، این سراب من است

تو لاله گونی و زینب به داغ لاله دچار
زمینِ شعله ورِ طف، دلِ کباب من است

نشان خانه ی تو بین آسمانها بود
چرا میانه‌ی گودال آفتاب من است؟

عجیب نیست اگر شام زیر و رو شده است
که آفتاب تو اعجاز انقلاب من است

چه کرده گوشه ی چشم تو با دلِ بی تاب
که صبر در عجب از صبر بی حساب من است

تو صادقانه ترین صبح هر چه رؤیایی
بگو غروب غریبانه ی تو خواب من است

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : سیدمحمدجواد شرافت
درود بر شما برادر شاعرم
دو شعر ولایی از سروده‌های شما پیش روی ماست. در فضای شعر آیینی بیان معارف اهل بیت در کنار رعایت سلامت و هنرمندی عناصر سازنده شعر از جمله زبان و بیان اثر، نکته مهمی است که جای توجه ویژه‌ دارد. در دو غزل شما مضامین معرفتی خوبی بیان شده است که به آنها اشاره خواهم کرد اما در زبان و انسجام شعری می‌توانید بهتر و بیشتر حق مطلب را ادا کنید. برای بیان این مطلب به صورت مصداقی و جزئی، اشعار شما را مرور می‌کنیم .

شعر اول
غزلی است تقدیم به ساحت امیرالمؤمنین. شاعر سعی کرده است به ابعاد مختلف وجودی حضرت علی و فضایل ایشان نظیر کرامت، شجاعت، عدالت، ولایت و.. بپردازد آن هم به شکل شاعرانه. اما یک نکته کلی؛ آیا چینش ابیات به شکل حاضر درست است و نظمی منطقی دارد؟ یا می‌توان برخی ابیات را جا به جا کرد و سیر بهتری برای شعر در نظر گرفت؟ در چینش فعلی احساس میشود با ابیات پراکنده‌ای مواجه هستیم که با یکدیگر ارتباط چندان محکمی ندارند اما شاعر می‌تواند با چند تغییر در ترتیب ابیات و شاید در صورت نیاز سرودن یک یا چند بیت دیگر انسجام بیشتری در شعر و رابطه بین ابیات ایجاد کند. آغاز و انجام شعر با تکرار مصرع اول به خوبی رقم خورده است به خصوص وقتی صحبت از حسن آغاز و حسن ختام است اما انتظار مخاطب برای سیری هدفمند در ابیات میانی شعر برآورده نشده است.
اما نکاتی جزئی راجع به ابیات این غزل:
مصرع اول شروع خوبی است و چقدر خوب که شاعر با تکرار همین مصرع شعر را به پایان برده است. اما مصرع دوم بیت اول، مصرع موفقی نیست و قطعا شاعر ما می‌تواند بهتر از این بسراید. منظور از حرف لام تو، حرف لام نام توست، حال به فرض دریافت چنین منظوری، چه کشف شاعرانه‌ای صورت گرفته؟ آیا حرف لام به خاطر شکل نگارش، می‌تواند نمایانگر بلندی آوازه باشد؟ بر فرض که بپذیریم این تصویر چه جنبه معارفی در شعر آیینی دارد؟ بله اگر شاعر مثلا بین شکل ذوالفقار (البته شکلی که در تصور ما شاید به اشتباه ثبت شده است) و کلمه لا در لا اله الا الله شباهتی بیابد و از آن به عنوان نشانه‌ای برای نفی دشمنان الهی استفاده کند، هم تصویر جالبی است هم نکته‌ای معرفتی دارد.
در بیت دوم، به خوبی از ارتباط قرآن و عترت گفته می‌شود و در بیت بعد نیز با تصویری شاعرانه مواجه هستیم که هم می‌تواند از نقش امام در کائنات و طبیعت بگوید هم رابطه بین امام و امت را بیان کند.
اشاره به وادی السلام در شعر علوی بسیار خوب است و کمتر در اشعار دیده می‌شود به خصوص اینکه سلام نقش محوری در بیت دارد. اما بیان بیت می تواند بهتر باشد، شاعر می‌تواند با تغییراتی در نحو کلام، به گونه‌ای مضمون را ارائه کند که نیاز به را مفعولی نباشد. الان یک را حذف شده است. ضمنا به جای «به گوشند» نیز عبارت بهتری می‌توان گفت که اشتیاق مردگان را بیشتر بیان کند.
در بیت بعد حرفی کلی و شاید تکراری و شایدتر کلیشه‌ای بیان شده است و البته لطف آن در اشاره‌ای است به بیت معروف (به ذره گر نظر لطف بوتراب کند/به آسمان رود و کار آفتاب کند) و لابد متوجه هستیم که شاعر به مراعات نظیر و البته ایهام توجه داشته است با استفاده از کلمات ذره و آفتاب و مهر و...
در بیت ذوالفقار دو سوال پیش می‌آید. چرا غزوه؟ آیا در جنگ‌های دیگر امیرالمؤمنین چنین شجاعتی نبوده؟ بوده است. غزوه به جنگ‌هایی اطلاق می‌شود که با حضور رسول اکرم همراه بوده است. از این حضور چه استفاده‌ای در این بیت شده است؟ نمی‌دانم. سوال دیگر اینکه نیام تو یعنی چه؟ منظور نیام شمشیر توست این مصرع مانند مصرع دوم بیت اول شده است و نیاز به اصلاح دارد.
در مجموع، این که ذوالفقار از شجاعت حضرت مولا برای نیام تعریف کند مضمون خوبی است به شرط این که خوب بیان شود.
بیت آینه عدل، بیت خوبی است. بازهم نکته‌ای معرفتی از مرام مولا با انتخاب خوب کلمات. تاکید بر کلمه امیر در این بیت و نیز استفاده خوب از واژه آینه برای یکی بودن سهم فرزند با غلام، از نکات برجسته این بیت است.
بیت ماه تمام نیز بیان رشادت‌ها و روشنگری‌های مولاست و ترس دشمنان از ایشان. البته به جای «تا چشم دوختند» می‌توان تعبیر بهتری آورد و اتفاقا هنر شاعران بزرگ در همین بیان تعابیر بهتر است.
بیت غدیر نیز با مصرع اول خوب و شاعرانه و معرفتی آغاز شده و با یک مصرع کلی و نه چندان خوب ادامه پیدا کرده است. حیف است، برای غدیر و برای مصرع اولی این چنین، مصرع والاتری می‌توان سرود. (حتی اگر نیاز باشد با تغییر قافیه)
بیت آخر نیز بیت خوبی است. «یا مظهر‌العجائب» به خوبی بیان شده است، چرا که مخاطب در ابیات قبل با ابعاد مختلفی از زندگی حضرت مواجه شده است و حال شاعر در جمع‌بندی، این تعبیر را استفاده کرده است به درستی.

بحث راجع به شعر اول مفصل شد اما پیرامون شعر دوم چند نکته به اختصار تقدیم می‌شود. نکاتی که عمدتا تاملی بر زبان شعر دارد.
در مصرع دوم بیت اول می‌توان با تغییر کلمه (چنان) هم نحو جمله را بهتر بیان کرد و هم بار عاطفی شعر را بیشتر کرد مثلا بگوییم (در این هوا که نفس‌های من عذاب من است)
در بیت دوم چینش کلمات گویا به هم ریخته است. درست این است که گفته شود در نظر آفتاب و مهتاب غریبه ام. نکته‌ای که در مصرع (چرا میانه گودال آفتاب من است) نیز دیده می‌شود. شکل درست این است که گفته شود چرا آفتاب من در میانه گودال است و این به هم ریختگی جمله، سزاوار چنین شعری نیست.
در بیت پایانی هم تزاحم مضامین، دریافت معنای بیت را سخت کرده است. شاعر صبح صادق و رویای صادقه را با هم جمع کرده است و به این مصرع رسیده است که (تو صادقانه ترین صبح هرچه رویایی). مصرع اول ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کند حال به مصرع بعد می رسیم (بگو غروب غریبانه تو خواب من است) یعنی چه؟ منظور این است که به من بگو که خواب می بینم و تو زنده‌ای هنوز و باید از این خواب کابوس‌وار بیدار شوم؟ مصرع اول نیز که از رویا و خواب می‌گفت. بالاخره مفهوم این بیت چیست؟
این نکته هم ناگفته نماند که شاعر در این شعر عاشورایی مانند غزل علوی خود به بیان نکات معرفتی پرداخته است که جای تقدیر و تشویق دارد. اشاره به صبر حضرت زینب کبری و حماسه ایشان در کنار مضامین عاطفی مربوط به مصیبت عاشورا، از نکات بارز این اثر است.
برگردیم به نکته‌ای که در آغاز این نوشتار بیان شد. شاعر در شناخت از زندگی و سیره اهل بیت موفق است و اشعار او از معرفت برخوردار است اما در بیان این مضامین در بسیاری موارد موفق است و در برخی موارد نیاز به تجربه و تمرین بیشتر دارد.

منتقد : سیدمحمدجواد شرافت




دیدگاه ها - ۱
سیدعلیرضا معزی » دوشنبه 16 مرداد 1402
سلام و عرض ارادت خدمت استاد شرافت عزیز. سپاس بیکران از الطاف و راهنمایی های شما. بسیار آموختم. ان شاءالله که بتوانم شاگرد خوبی باشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.