اشاره به چیزی در بیرون




عنوان مجموعه اشعار : شعر
شاعر : امین شایگان


عنوان شعر اول : رباعی
یک عمر درون خواب ها غریدیم
در مخمل نرم بی صدا نالیدیم
هربار که ماه کاملی بر شب زد
با نقش پلنگ در پتو پیچیدیم




عنوان شعر دوم : رباعی
شهر از همه سو طلسم و جادو شده است

آزادی یک بچه ی ترسو شده است

خون می چکد از نای خروسان سحر

اوقات دلم به وقت چاقو شده است

عنوان شعر سوم : رباعی
دستان غزلواره ی آرامت کو

گیسوی پر از نقطه ی ابهامت کو

بگشای کتاب داغ آغوشت را

کور است لبم ، بریل اندامت کو
نقد این شعر از : محمدکاظم کاظمی کاظمی
شاعر گرامی، جناب امین شایگان.
ابتدا مثل نوبت قبل، عذرخواهی کنم بابت تأخیری که در نقد شعرهایتان رخ داد. این دومین بار است که من این بخت را دارم که شعرهای شما را بررسی کنم. آن نوبت شعر سپید بود و این نوبت رباعی. این که در قالب‌های متعدد کار می‌کنید خودش یک مزیت است، هم از این بابت که قابلیت‌های مختلف یک شخص استفاده می‌شود و هم به خاطر مخاطبانی که ذایقه‌های گوناگون دارند و هر یک از پاره‌ای از شعرهایتان بهره می‌برند.
من در مجموع با رباعی‌های شما به نسبت شعرهای سپید بهتر ارتباط برقرار کردم. شاید به خاطر خاصیت شعر کلاسیک باشد و شاید هم به خاطر طبع کلاسیک‌پسند من. ولی چه اینجا و چه آنجا، شعر شما از کشف‌ها و تلاش‌های ذهنی برای تصویرگری و مضمون‌سازی بهره‌مند است و این خوب است. حواستان به کلمه‌ها هست و سعی می‌کنید ارتباط‌ها را حفظ کنید و از هر کلمه‌ای بیشترین استفاده‌اش را ببرید. در شعر اول ارتباط‌هایی میان غریدن و بی‌صدا بودن، مخمل و پتو، پلنگ و ماه، پلنگ و غریدن، شب و ماه برقرار است. فقط یک نکته هست. من درست درنیافتم که با نقش پلنگ در پتو پیچیدن در واقع چه چیزی است یعنی چه رفتاری را پیچیدن با نقش پلنگ در پتو دانسته‌اید. منظور این است که خود را در پتو پیچیدیم؟ که اگر این باشد مفهومش خوب است ولی «با نقش پلنگ» اینجا چه نقشی دارد؟
و یک موضوع دیگر هم هست؛ به نظرم می‌رسد بهتر است چیزی که شاعر می‌گوید، مابه‌ازای بیرونی داشته باشد، حالا یا به چیزی خاص اشاره داشته باشد یا بشود رفتاری یا چیزی را در بیرون یافت که بشود گفت شعر این را بیان می‌کند؛ مثلاً وقتی حافظ می‌گوید «شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل» می‌شود حالت‌های گوناگونی در زندگی را یافت که این شعر، می‌تواند تصویرگر آن‌ها باشد. در این صورت البته شعر کاربرد بیشتری هم خواهد داشت و آدم‌های بسیاری در لحظات گوناگون از زندگی خویش، این شعر را بیانگر حس و حال خود می‌پندارند. در رباعی اول من این را حس نکردم. یعنی «درون خواب‌ها غریدیم» چه حالتی از حالات تجربه‌شده یا قابل تجربهٔ ما را بیان می‌کند؟
البته این الزامی نیست. یک خصوصیت است که به نظرم به کمال شعر کمک می‌کند. این که شعر به چیزی در بیرون اشاره داشته باشد. حالا آن چیز الزامی نیست که مشخص باشد اما حداقلش این است که قابل تجربه باشد.
رباعی دوم این خصوصیت را دارد. یعنی می‌شود آن را برای موقعیت‌های واقعی در بیرون مصداق بخشید. تعبیر «به وقت چاقو» هم خوب است. البته به نظرم در مصراع دوم، بعد از «آزادی» بهتر است یک ویرگول بگذارید چون تصورم همین است که چنین خوانده می‌شود: «آزادی، یک بچهٔ ترسو شده است».
در ضمن اگر به جای «خروسان سحر»، «خروس سحری» بگویید چطور است؟
و رباعی سوم، بیت دوم آن کشفی در خود دارد و جالب است. ملموس و عینی هم هست. فقط مصراع «دستان غزلوارهٔ آرام» را من نپسندیدم. شاید به خاطر کژتابی آن. یعنی «دستان غزل‌واره‌ای» که آرام هستند، یا دستانِ «غزل‌وارهٔ آرام». و بعد شباهت دست به غزل‌واره را درک نکردم و همین طور نقش کلمهٔ آرام را. اگر منظور آرامش‌بخشی است، شاید باید تهمیدی به کار بسته می‌شد که این کلمه کمکی به شعر بکند. فعلاً کلمهٔ‌ «آرام» به نظرم نقشی در باقی اجزای شعر ندارد.
به هر حال رباعی‌های خوبی بود. پاینده باشید. به امید دیدار دوباره در این پنجره.
۱ مهر ۱۴۰۲

منتقد : محمدکاظم کاظمی کاظمی

متولد ۱۳۴۶ در هرات و از سال ۱۳۶۳ مهاجر در جمهوری اسلامی ایران و ساکن شهر مشهد. مشغول فعالیت‌های ادبی مثل نوشتن، ویراستاری، صفحه‌آرایی، شرکت در محافل و مجامع شعری و داوری جشنواره‌های شعر.



دیدگاه ها - ۲
امین شایگان » جمعه 07 مهر 1402
درود استاد کاظمی عزیز! سپاس از نگاه پر مهر و نکات آموزنده تان.در رباعی اول از کلمه ی نقش دو کارکرد کشیده ام یکی به معنای تصویر و برجستگی آن روی پتو است که یک پلنگ قلابی را نشان می دهد. همراه نقش پلنگ در پتو پیچیدن .یکی هم به معنی بازی در یک نقش سینمایی را تبادر می کند. بانقش یک پلنگ در پتو . در خواب غریدن یعنی یک غرش بیهوده که فقط در خواب اتفاق می افتد که با خر خر کردن هم در ارتباط است.
امین شایگان » جمعه 07 مهر 1402
درود استاد کاظمی عزیز! سپاس از نگاه پر مهر و نکات آموزنده تان.در رباعی اول از کلمه ی نقش دو کارکرد کشیده ام یکی به معنای تصویر و برجستگی آن روی پتو است که یک پلنگ قلابی را نشان می دهد. یکی هم به معنی بازی در یک نقش سینمایی را تبادر می کند. با نقش یک پلنگ در پتو . در خواب غریدن یعنی یک غرش بیهوده که فقط در خواب اتفاق می افتد که با خر خر کردن هم در ارتباط است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.