اندیشیدن به صدای خود




عنوان مجموعه اشعار : هذیان
شاعر : بابک اخوان


عنوان شعر اول : هذیان
کابوس‌تر از کابوس
از خاطره‌ها لبریز
در فصل خزان خود
بی‌برگ‌تر از پاییز

دلتنگ‌تر از مرگم
بیتاب‌تر از هر باد
از نسل سکوت اما
فریاد‌تر از فریاد

من عقل و جنون با هم
ویرانه‌تر از آوار
فریادترین بغضم
یک پنجره در دیوار

در دوزخ رویاها
با هر نفسی آزار
این مردن تدریجی است
تکرار پس از تکرار

درگیر توهم‌ها
از خویش گریزانم
یک شعر پر از هذیان
می‌خوانی و می‌دانم

تا غرق شدن در خود
یک همهمه تنهایی است
یک خواب تو با من باش
این خواب تماشایی است

من مضربی از درد و
زخمی زمستانم
یک نقطه بی‌برگشت
در آخرِ پایانم



عنوان شعر دوم : بعد تو
با رفتنت ته می‌کشد جانم
می‌سوزم و ویران ویرانم

دل‌تنگ با هم بودنم اما
در انزوای خویش می‌مانم

رفتی و ای گل بعد تو تنها
چیزی شبیه مرگ گلدانم

رفتی که تنها با خودم باشم
با زخم‌های لخت و عریانم

هر لحظه دنبال نگاه تو
سرگشته در ذهن خیابانم

هر روز دنبال تو می‌گردم
هر شب برایت گریه‌بارانم

بعد از تو بی گرمای دل من هم
آتش‌فشان رو به پایانم

بعد از تو چون برگی نحیف و زرد
درگیر خشم تند طوفانم

دنیای بعد از تو چه دنیایی است؟
می‌دانی آیا ؟خوب می‌دانم

دنیای سرد و مرده و خاموش
با بی‌کسی‌های فراوانم

یک بار با ماندن امیدم باش
یک بار از رفتن نترسانم

یک بار در خوابم نمایان شو
لامذهب آخر من هم انسانم
نقد این شعر از : محمّدسعید میرزائی
سلام و درود بر سراینده گرامی، بابک اخوان عزیز
دو شعرتان را با هم می‌خوانیم. شعر اول در قالب دوبیتی پیوسته است با وزنی کوتاه و آهنگین.
هرچند دوبیتی پیوسته یا چارپاره قالبی باز و نوکلاسیک است، انتخاب مصراع‌های کوتاه نشان می‌دهد که شاعر مجالی وسیع برای اجرای شعر ندارد. بند اول، توصیف یک وضعیت است اما گزاره‌ها در آغاز شعر نهاد ندارند و نهاد به مصراع اول بند دوم موکول شده است. عناصر همین بند اول را در نظر بگیرید: کابوس و خاطره. بیت دوم پرداخت مضمونی روشنی ندارد؛ حتی می توان مصراع سوم را حذف کرد یا پیشنهادهای دیگری متناسب با قبل و بعد آن برایش پیدا کرد؛ مثلاً:
بی‌تاب‌تر از باران
دل‌تنگ‌تر از پاییز
بند دوم هم توصیف است و حدیث نفس شاعر؛ در این جا طبیعت کلام حکم می‌کرد که شاعر بگوید:
دلتنگ تر از مرگم
بی تاب تر از (بادم)
در بند سوم همان هنجار قبلی تکرار شده:
ویرانه‌تر از آوار
فریادترین بغضم
در این جا نیز سراینده مثلاً باید می گفت: (ویران)تر از آوار(م). "یک پنجره در دیوار" نیز تصویری بدیهی است تا مضمون یا تصویری شاعرانه؛ در ادامه شاعر توضیح می‌دهد: «این مردن تدریجی است» اما شعر همچنان روایتی ویژه یا خط عمودی منسجمی ندارد. به یاد داشته باشیم "مردن تدریجی" ارجاعی است به بیت میرزاده ی عشقی:
زندگی کردن من مردن تدریجی بود...
در بند بعدی نیز که آن هم توضیحی و وصفی است، سراینده می‌گوید:
یک شعر پر از هذیان
می خوانی و می‌دانم
در اینجا "دانستن" شاعر چه مضمون مهمی می‌تواند باشد؟
بالاخره سراینده تلاش می‌کند که در دو بند پایانی حرفی بزند که شعر را به یک پایان‌بندی برساند: تا غرق شدن در خود... اما همچنان گویی طول کوتاه مصراع ها به او مجالی برای حرف زدن در شعر نمی‌دهد.
در بند پایانی، نسبت "مضربی از درد" و "زخمی زمستان" مشخص نیست. در اینجا مراعات نظیری وجود ندارد. در بیت پایانی نیز سراینده می‌توانست بگوید: در (آن سوی) پایانم
امیدوارانه به خوانش شعر دوم می‌رسیم که یک غزل است: با رفتنت ته می‌کشد جانم..
مصراع دوم نمی تواند مکملی متناسب برای مصراع اول باشد؛ مثلاً می‌توانستیم بگوییم:
...بعد از تو خالی مانده فنجانم
در بیت دوم، چراییِ وضعیت شاعر مشخص نیست: او چرا با وجود دلتنگی، در انزوا می‌ماند؟
در بیت دوم مضمون‌پردازی سهل‌انگارانه است."مرگ گلدان" تصویر واضحی ندارد. قیصر امین پور در بیتی این گونه نشانۀ پنجره را می‌آورد:
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم
در بیت چهارم "زخم‌های لخت و عریان" چندان از نظر ترکیب‌سازی مناسب و خوشایند نیست، ضمن آن که "حشو" دارد.
در بیت پنجم می‌توان پرسید: چرا "ذهن" خیابان؟
بیت ششم به لحاظ نسبت‌های رعایت شده در مصراع‌ها خوب است.
در بیت هفتم چرا "من (هم)؟
در بیت هشتم "نحیف و زرد" و "خشم تند" حشو دارند.
بیت‌های بعدی نسبتاً قابل قبولند. ترکیب "دنیای سرد و مرده و..." حشو دارد. در این جا شکل کلام به گونه‌ای است که ارتباط مصراع‌ها چندان محکم نیست. برای مثال شاعر می توانست بگوید:
دنیای سردم را ببین، مگذر
از بیکسی‌های فراوانم
ترکیب "بیکسی‌های فراوان" البته جالب است؛ این ترکیب به خاطر پیشوند "بی"، حالتی "پارادوکسیکال" دارد.
بیت یکی مانده به پایان زیباست و نشان می‌دهد که شاعر می‌تواند ابیات سالم و به یاد ماندنی بنوسید. در بیت آخر البته استفاده از عبارت "لامذهب" و لحنی این چنین، توجیهی ندارد زیرا شاعر در بیت ماقبل، زمینه‌ای برای آن فراهم نیاورده است. همچنین در مجموع باید گفت شاعر باید به لحن ابیات و صدای خود در شعر بیشتر بیندیشد.
با آرزوی خواندن شعرها و تجربه‌های دیگر

منتقد : محمّدسعید میرزائی




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.