«واژه‏‌های چهارفصل»




عنوان مجموعه اشعار : اطوار آب
شاعر : امین شایگان


عنوان شعر اول : اطوار آب


بهار
برای اعصاب نم‌کشیدۀ انگشتانت
یک جاری زلال خونسرد می‌شوم
پای پریشانی بیدی مجنون

تابستان
سایۀ روشن ابری پرمهر
بلاگردان پوستت- آمیزۀ برف و خون-

پاییز
نت‌های کوچک باران
هم‌گام خرام عصرگاهی‌ات
و رقص دخترانۀ گل‌های دامنت درباد

و زمستان
برای چشم انداز پشت پنجره‌ات
شرابه‌های چک‌چکان یخ
و یک آدم‌برفی خجالتی
که هر روز
از تابش سیاه چشم‌های تو
کوچک و کوچک‌تر می‌شود
نقد این شعر از : محمد مرادی
«اطوار آب» نام شعری است از دوست شاعر «امین شایگان» که درون‏ -ساختار آن بر اساس چهارگانۀ فصل‏‌ها تنظیم شده است. شعر مضمونی غنایی دارد و با چارچوب ذهنی مخاطبان معاصر سازگاری مشخص یافته است.
آنچه پیش از نگاه به این شعر باید به خاطر داشت، نوع نگاه شاعر در انتخاب هوشمندانۀ نام بوده است. توجه به طورهای گوناگون آب و جلوه‌های آن در حیات شاعرانه، ویژگی‌ای است که شاعر در تمام اثر به آن نظر داشته است. در شعر، علاوه بر سیر عمقی واژه‌ها، شاعر کوشیده است تا مسیر آب و زمینه‌های شاعرانۀ تحول آن را در طول سروده به پیش برد.
نظام زیبایی‌شناسانۀ شعر از سویی به برش‌های هایکوگون (فارغ از نگاه فلسفی آن) نزدیک شده و از دیگرسو (بیش‌تر) شبیه به چارچوب جریان‌های شعر دهۀ هفتاد از جمله شعر موسوم به حرکت است.
تصویر «آب» و پدیده‌های مربوط به آن، در این شعر، حرکتی چندمرحله‌ای یافته؛ به‌طوری که گویا شاعر در خیال خود کوشیده، از کشف همسویانۀ «نم» در بهار به تصویر «ابر» در تابستان برسد و در پاییز «باران» را برگزیند و آن را با «یخ/ برف» زمستانی پیوند زند. سلسلۀ این تداعی‌ها، مجموعه‌ای از تصاویر به هم پیوسته را در شعر نمود داده؛ به‌طوری که مخاطب برای کشف پیوندهای نهفتۀ آن، می‌تواند دقایقی در جهان متحرّک شعر تامل کند. تفاوت نوع نگاه تصویری این شعر با توصیف چهارفصل در شعر کهن فارسی، بیش از همه مربوط به جنبه‌های تفسیری و نمادین واژه-نمادهاست که به تبع شعر نیمایی وارد ادب فارسی شده و در شعر دهه‌های اخیر، هویتی فردگرایانه یافته است. از این منظر، خواننده در کنار دریافت عینی از سیر تطور باران، می‌تواند بین آن و خاطره‌ای عاشقانه همسانی یا رفت و برگشت برقرار کند.
در شعر «اطوار آب» شاعر، توانسته با کمک تداعی‌های پیوسته و تناسب‌ها، پیوندی منطقی بین اجزای طول شعر فراهم کند و از این زاویه، برخی کم‌بنیگی‌های موسیقایی شعر غیرمنظوم را جبران کرده است؛ آن گونه که اگر شعر یادشده به زبانی دیگر ترجمه شود، همچنان پیوستاری ساختاری به همراه دارد و منطق طولی شعر در آن حفظ می‌‌شود.
از دیگر جنبه‌های مثبت در این شعر، نظام ترکیب‌سازانۀ زبانی است که در اغلب سطرها، بیان شاعر را برجسته کرده است. «اعصاب نم‌کشیدۀ انگشتان» و «نت‌های کوچک باران»، ترکیب‌هایی برآمده از فضای شعر منثور دهه‌های اخیر است که در این شعر با ترکیبات شاملویی چون: «آمیزۀ برف و خون» و «شرابه‌های چک‌چکان یخ»، همنشین شده است. با این حال، نوع ترکیب‌سازی‌ها، هنوز منعکس‌کنندۀ سبکی ویژۀ شاعر نیست و نمی‌توان آن‌ها را منطبق با جوهره‌ای اصیل و متمایز از شاعرانگی دانست.
شاعر در برخی امکانات تصویری هنوز نتوانسته از سنت‌های ادبی شعر منثور فاصله بگیرد؛ اشاره به پریشانی بید مجنون در کنار تشبیه پوست به آمیزۀ برف و خون و دیگر تصاویر جاری در بندها، تاییدکنندۀ همین دست از تکرارهای ادبی است.
موسیقی واژه‌ها تا حدودی در شعر امکان بروز یافته؛ هرچند در تقویت ساختار شعر، نقشِ بندها و چهارگانۀ تصویر فصل‌ها بیش از عناصر موسیقیایی و تناسب‌های آوایی است. در مجموع، شعر زوایایی مثبت دارد که می‌تواند‏ نویدبخش اتفاق‌هایی تازه برای شاعر آن، در دیگر سروده‌ها باشد. امید است که دیگر اشعار امین شایگان، به زودی نوازشگر دیدگانمان باشد.

منتقد : محمد مرادی

متولد 22 دی 1358 شیراز. دانش‏‌آموخته‌ی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز و عضو هیئت علمی بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز.



دیدگاه ها - ۲
امین شایگان » سه شنبه 15 خرداد 1403
درود استاد ارجمند. سپاس از نقد مفید و نکات ارزشمند و آموزنده تان
محمد مرادی » جمعه 18 خرداد 1403
منتقد شعر
با سلام و درود. به امید دیدار.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.